تحلیل برخی ابعاد تأویل در نهج‌البلاغه

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشگاه اصفهان، (نویسنده مسئول)

2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه اصفهان؛

3 استادیار دانشگاه قرآن و حدیث

doi
چکیده

یکی از اصطلاحات مهم در فهم معارف قرآنی «تأویل» است. در روایات نبوی، پیامبر­اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خود را به‌عنوان «صاحب تنزیل» و امام علی علیه السلام را به‌عنوان «صاحب تأویل» معرفی کرده‌اند. با توجه به اختلافاتی که در مورد معنای این واژه و دامنۀ آن در بین صاحب‌نظران وجود دارد، تحلیل سخنان امام علی علیه السلام در این راستا ضروری به نظر می‌رسد. بنابر این ضرورت، در پژوهش حاضر به واکاوی واژۀ تأویل، آگاهان به تأویل و مبانی تأویل به روش توصیفی ـ تحلیلی در نهج‌البلاغه پرداخته‌شده و این نتیجه حاصل شد که تأویل همواره به‌عنوان یک مشترک معنوی و دربردارندۀ معانی مختلف بوده و هست. مصداق کامل آگاهان به تأویل، پیامبر­اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل‌بیت شریف ایشان هستند ولی سایر مؤمنین نیز، ‌بسته به شرایطی می‌توانند، مصداق راسخان در علم و به‌تبع آن آگاه به تأویل باشند. در تحلیل مبانی تأویل‌پذیری قرآن کریم در نهج‌‌البلاغه مشخص شد، برخلاف نظر عده‌ای که مخالف تأویل قرآن هستند، قرآن کریم دارای تأویل است و گریزی از آن نیست؛ زیرا قرآن کریم صامت است، بطن دارد، دارای متشابهات و وجوه گوناگون است، بنابراین به مؤولانی نیاز دارد تا به تأویل قرآن کریم دست یابند.