بیکرانگی تصویر و کرانمندی زبان در نقش برجستههای ساسانی
نویسندگان
1 مدیر گروه تاریخ هنر /پژوهشکده هنر
2 معاون پژوهشی پژوهشکدة هنر
doi
10.22059/jfava.2019.270680.666091چکیده
بررسی نقوش برجستة ساسانی نه تنها در مطالعات تاریخ هنر ایران بلکه در بررسیهای فرهنگی و هنری این دوره اهمیت ویژهای دارد زیرا این نقوش علاوه بر دادههای هنری، شواهدی از دولت، جامعه و باورهای رایج آن دوره را در اختیارمان قرار میدهند. برخی از این نقوش علاوه بر تصویر دارای متن نوشتاریاند. این جستار سعی دارد تا با روش پژوهشی توصیفی-تحلیلی و مطالعة کتابخانهای (اسنادی) ارتباط میان متن زبانی و متن تصویری را در نقش برجستههای ساسانی که حاوی زبان و تصویر هستند مورد بررسی قرار دهد. به نظر میرسد گرچه هر دو بخش درون یک قاب جای میگیرند و یک کل را میسازند اما نگارهها در این نقوش به دلیل ویژگیهای تصویری و نشانهای حاوی اطلاعاتی فراتر از متناند و به سبب معنای اسطورهای و آیینی خود برای بیننده همواره حاضر به نظر میآیند، در صورتی که متن نوشتاری از این ویژگی برخوردار نیست و تنها به موضوع و واقعهای خاص مربوط به همان دوره اشاره دارد. بنابراین گرچه تصویر و زبان در یک قاب قرار گرفتهاند اما روش تفسیری باید در مورد هر بخش متفاوت باشد چنانکه دریافتمان از دو وجه زبانی و تصویری نیز در این نقوش گوناگون است.