دانش بومی رنگرزی با رویکرد اقتصادمحور در صنعت فرش دستباف نواحی روستایی: مطالعه موردی درخش و روستاهای پیرامون

نویسندگان

1 استادیار سنجش‌ازدور و GIS،گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم‌انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

2 دانشیار جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم‌انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

doi
10.22077/vssd.2025.9407.1312
چکیده

صنعت فرش دستباف در روستاهای استان خراسان جنوبی، بازتاب‌دهنده بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی و دانش بومی مرتبط با رنگرزی طبیعی است؛ دانشی که در پی گسترش استفاده از رنگ‌های شیمیایی و تغییرات ناشی از تحولات سبک زندگی، به‌تدریج در معرض فراموشی و زوال قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی، ثبت و مستندسازی بقایای این دانش در روستاهای درخش، سرخنگ و رجنوک و با تأکید بر ضرورت حفظ آن در شرایط کاهش تعداد رنگرزان سنتی انجام شده است. چارچوب نظری تحقیق بر سه محور اصلی استوار است: نخست، نظریه انتقال بین‌نسلی که بر نقش آموزش عملی و تجربی در انتقال دانش بومی تأکید دارد؛ دوم، نظریه پایداری فرهنگی که ابعاد اقتصادی و فرهنگی دانش سنتی را در تداوم هویت جوامع محلی مورد توجه قرار می‌دهد؛ و سوم، نظریه حفاظت زیست‌محیطی که مزایا و کارکردهای رنگ‌های طبیعی را در مقایسه با رنگ‌های شیمیایی برجسته می‌سازد. همچنین، بررسی پیشینه پژوهش نشان می‌دهد که این دانش بومی تحت تأثیر تحولات اجتماعی، اقتصادی و فناورانه، در آستانه نابودی قرار گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه‌ای انجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل ۳۰ نفر از رنگرزان سنتی، کشاورزان و سالمندان ساکن در سه روستای مورد بررسی بود که به روش نمونه‌گیری گلوله‌برفی انتخاب شدند. گردآوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته، مشاهده مستقیم فرایندها و بررسی نمونه‌های قدیمی فرش صورت گرفت. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که در گذشته از ۲۶ نوع رنگ طبیعی با ثبات و ماندگاری بالا، عمدتاً حاصل از منابع گیاهی نظیر پوست گردو، برگ تاغ و ریشه روناس، در فرایند رنگرزی استفاده می‌شده است. علاوه بر این، تفاوت‌هایی در شیوه‌ها، ابزارها و فنون رنگرزی میان روستاهای مورد مطالعه مشاهده شد که بیانگر تنوع محلی در کاربرد این دانش بومی است. به‌طور کلی، نتایج پژوهش حاکی از آن است که دانش سنتی رنگرزی طبیعی، نمونه‌ای از یک نظام بومی هوشمند، سازگار با محیط‌زیست و مبتنی بر اصول پایداری بوده که امروزه در مسیر زوال تدریجی قرار دارد. ازاین‌رو، اتخاذ راهکارهایی همچون مستندسازی جامع، انتقال دانش به نسل جوان، حمایت از آموزش‌های بومی و احیای بازار محصولات مبتنی بر رنگ‌های طبیعی، برای صیانت از این میراث ارزشمند ضروری است؛ زیرا این دانش افزون بر ارزش فرهنگی، می‌تواند به‌عنوان الگویی مؤثر در تحقق توسعه پایدار روستایی مورد توجه قرار گیرد.