دلالتهای کیفی تربیتی نهجالبلاغه بر شاخصهای تدریس موثر
نویسندگان
1 استادیار، گروه معارف، پردیس شهید رجائی، دانشگاه فرهنگیان، قزوین، ایران
2 استادیار، گروه علوم تربیتی، پردیس شهید رجائی، دانشگاه فرهنگیان، قزوین، ایران.
doi
چکیده
جامعه دینی مبتنی بر منابع اصیل دینی خود، به بازخوانی و طراحی الگوهای کلان اجتماعی میپردازد. در ایران اسلامی که خواهان برپایی تمدن نوین اسلامی است، این مسئله ظهور و بروز بیشتری نیز دارد. یکی از کلان الگوهای نظام اجتماعی در تمدن نوین اسلامی، نظام آموزشی و یکی از منابع اصیل این تمدن نیز نهج البلاغه است. از اینرو ضرورت دارد که دلالتهای تربیتی نهج البلاغه بر شاخصههای تدریس مؤثر مورد بررسی قرار گیرد. از جمله شاخصهای تدریس مؤثر میتوان به گفتار روان، سادهگویی، پرهیز از پیچیدهگویی اشاره نمود. از سوی دیگر، نهج البلاغه نیز نوعی ظریف از فصاحت و بلاغت را در بر دارد که هم از لحاظ محتوایی و هم از لحاظ ساختاری میتواند بیانگر الگوی آموزشی مطلوب باشد. این الگوی آموزشی، توانایی سنجش کمی و کیفی نظام آموزشی مطلوب را هم دارد. پژوهش حاضر اطلاعاتی که به صورت کتابخانهای به دست آورده است، را به صورت توصیفی-تحلیلی بررسی نموده و دلالتهای کیفی تربیتی نهج البلاغه بر شاخصههای تدریس مؤثر، بررسی و کاوش میگردد. اما طراحی الگوی مطلوب مستنبط از نهج البلاغه به پژوهشهای آینده واگذار میگردد.