مدلسازی قراردادهای مشارکتی و بدهی محور در بانکداری اسلامی از منظر قراردادهای ناقص
نویسندگان
1 استادیار پژوهشکده مطالعات اسلامی در علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد.
doi
10.30497/ies.2024.246372.2223چکیده
قراردادی که برخی جنبههای آن تصریح نشده باشد یا اجرای آن بدون هزینه امکان پذیر نیست ناقص است. در فضای پیچیده و نامطمئن اقتصاد، معمولاً قراردادهای بانکی و مالی ناقص هستند. نظریه قراردادهای ناقص بواسطه همخوانی بیشتر با واقعیتهای اقتصادی، توان بیشتری برای تحلیل روابط قراردادی دارد. قراردادهای مورداستفاده در بانکداری اسلامی به دو دسته عقود مشارکتی و عقود مبادلهای(بدهیمحور) تقسیم میشوند. در مقاله پیشرو تلاش شد تا اثرات مدلسازی قراردادهای ناقص در دو الگوی قراردادی مشارکتی و مبادله ای(بدهی محور) تحلیل شود. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که در شرایط قراردادهای ناقص، بهواسطه گرفتاری بانک در قراردادهای نامعتبر تسهیلاتدهی، مشتریان بهواسطه قدرت فرصتطلبی، حقوق بانک را بهصورت کامل رعایت نمیکنند در این شرایط با درنظرگرفتن مسئله کنترل در طراحی نظام قراردادها به نظر میرسد که دو الگوی قراردادهای تجدیدشونده مشروط و همچنین الگوی قراردادهای مشارکت حقوقی، بهواسطه اینکه امکان مداخله و تسلط بانک بر پروژه را ارتقا میدهند و مناسبتر هستند.