مفهوم‌شناسی اصطلاحات «زیبا» و «زیبایی» در متون اوستایی و پهلوی

نویسندگان

1 استاد تمام و مدیر گروه مطالعات عالی هنر، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jfava.2020.291044.666346
چکیده

در پژوهشی با عنوان «مفهوم‌شناسی کلمه هنر در متون اوستایی و پهلوی» کلمه هنر در متون اوستایی و پهلوی و به‌ویژه گاثاها ، توسط نگارنده مورد تحقیق و تأمل قرار گرفته است. در ادامه آن پژوهش و از این رو که هنر نسبتی ذاتی با زیبایی در فرهنگ اسلامی- ایرانی دارد، مقاله پیش رو، دو اصطلاح زیبا و زیبایی را مورد بحث و تحقیق قرار می‌دهد. بر بنیاد رویکرد ریشه‌شناسی لغات یا علم مطالعه تاریخی واژه‌ها و نیز بررسی تحول شکل و مفهوم واژه‌ها، این مقاله قصد درک مفهوم زیبایی در متون اوستایی (شامل یسنه‌ها، یشت‌ها، وندیداد، ویسپرد وخرده اوستا و به ویژه گاثاها که بخشی از یسنه‌ها محسوب می‌شود) و نیز پهلوی (به ویژه در دینکردهای اول تا دهم، و بندهش) را دارد. علاوه بر آن هدف مقاله، تحقیق کامل در باب واژه‌هایی است که مترادف مفهوم زیبایی و دربردارنده آن، در متون زرتشتی بوده‌اند. روش تحقیق تاریخی-تحلیلی با تاکید بر تبارشناسی واژه ها است و پژوهش نشان می دهد همچنانکه کلمه هنر بیان مطلق جمع فضائل در فرهنگ ایران باستان است و این معنا به‌واسطه هو (در ابتدای هونر) حاصل شده است اصطلاحات مرتبط با زیبایی (من‌جمله هوچیهر) نیز نسبتی تام با خیر و نیکی دارند. بنابراین زیبایی مساوقتی تمام با خیر و خوبی در فرهنگ ایرانی دارد.