مقایسۀ پاسخ ایمنوگلوبولین M، و برخی از نشانگرهای اختلالات گوارشی به یک جلسه تمرین تداومی با شدت متوسط و تناوبی پرشدت در دختران ورزشکار

نویسندگان

1 دانشکدۀ تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 گروه بیماری‌های داخلی، دانشکدۀ پزشکی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

3 دانشکده علوم ورزشی و تندرستی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

4 دانشکدۀ تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.52547/joeppa.15.3.57
چکیده

زمینه و هدف: عبارت «سندروم اختلالات گوارش ناشی از ورزش» به اختلالات عملکرد و یکپارچگی دستگاه گوارش اشاره دارد که از ویژگی‌های مشترک فعالیت‌های ورزشی پرشدت و طولانی‌مدت است. به‌دلیل ابهامات موجود دربارۀ اختلالات گوارشی ناشی از انواع تمرینات ورزشی، تحقیق حاضر با هدف مقایسۀ پاسخ ایمنوگلوبولین M، و برخی از نشانگرهای اختلالات گوارشی به یک جلسه تمرین تداومی با شدت متوسط (MICT) و تناوبی پرشدت (HIIT) در دختران ورزشکار انجام گرفت. مواد و روش‌ها: به‌منظور بررسی پاسخ شاخص‌های مرتبط با اختلالات گوارشی به یک جلسه تمرین، 30 دختر ورزشکار داوطلب در قالب یک طرح نیمه‌تجربی سه‌گروهی (گروه‌های کنترل 10 نفر، MICT 10نفر و HIIT 10 نفر) در تحقیق حاضر شرکت کردند. ورزشکاران پس از دو هفته شرکت در دورۀ آشنایی تمرین، در روز یازدهم تا سیزدهم دورۀ ماهانۀ خود در جلسۀ آزمون ورزشی موردنظر شرکت کردند. برنامۀ تمرین در هر دو گروه MICT و HIIT شامل 7200 متر دویدن روی نوار گردان بود؛ به‌طوری‌که گروه MICT با شدت 70 درصد VO2max و گروه HIIT  18 تکرار 400 متر را با شدت 100-110 درصد VO2max انجام دادند. گروه کنترل نیز پس از صرف صبحانه در حالت استراحت بود. نمونه‌های خون پیش، بلافاصله و دو ساعت پس از جلسات تمرینی موردنظر هر گروه جمع‌آوری شد. همچنین علائم اختلالات گوارشی همزمان از طریق پرسشنامه ثبت شد. مقدار I-FABP، زنولین، LPS و IgM سرم به روش الایزا اندازه‌گیری شد. داده‌های سرمی به‌صورت میانگین ± انحراف استاندارد، با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر و داده‌های رتبه‌ای مربوط به علائم اختلالات گوارشی با استفاده از آزمون ویلکاکسون با 05/0≥P تجزیه‌وتحلیل شدند.نتایج: سطوح I-FABP، LPS و زنولین پس از انجام قراردادهای ورزشی MICT و HIIT به‌طور معناداری افزایش یافت (05/0>P). درحالی‌که سطح IgM پس از هر دو نوع تمرین به‌طور معناداری کاهش پیدا کرد (05/0>P). همچنین دو ساعت پس از تمرین HIIT سطوح زنولین به حالت پایه بازگشت (05/0<P). غلظت I-FABP دو ساعت پس از تمرین MICT و سطوح زنولین و LPS دو ساعت پس از تمرین MICT و HIIT با گروه کنترل تفاوت معنادار نداشتند (05/0<P). همچنین تفاوت پاسخ‌های حاد کاهندة IgM و فزایندة I-FABP، LPS و زنولین به قراردادهای ورزشی MICT در مقایسه با HIIT معنادار نبود (05/0<P).نتیجه‌گیری: براساس نتایج تحقیق حاضر می‌توان نتیجه گرفت یک جلسه تمرین MICT و HIIT ممکن است موجب افزایش آسیب و نفوذپذیری روده، ایجاد اندوتوکسمی و کاهش ایمنی هومورال در دختران ورزشکار غیرنخبه شود. هرچند به‌نظر می‌رسد اختلالات عملکرد دستگاه گوارش ناشی از تمرین HIIT بیشتر باشد که با بروز علائم ناراحتی‌های گوارشی همراه نیست.