خوانش بینامتنی آثار فیگوراتیو منصور قندریز
نویسندگان
1 گروه هنر، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه آموزشی مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jfava.2018.264599.666007چکیده
بنا بر تعریف بینامتنیت، هر متن با بازآفرینی معانی گذشته، صورت متحول شده متون پیش از خود است. رولان بارت با طرح بینامتنیت خوانشی و توجه به مخاطب، گستره نوینی را به روی تاویل معنا و خوانش چندباره آثار هنری و ادبی گشود. در این نوشتار سه اثر از مجموعه آثار فیگوراتیو منصور قندریز، به روش توصیفی- تحلیلی، توسط نویسنده و جامعه آماری منتخب وی، مورد خوانش بینامتنی قرار گرفته است. هدف اصلی در این پژوهش، اول: امکان کاربرد روش بینامتنی در خوانش آثاری بدون امکانات ارجاعی مختلف (نوشتار، رنگ و...) و دوم: شناخت میزان و چگونگی بهره-برداری از روابط بینامتنی (همچون ارجاع صریح به متنهای دیگر) توسط مخاطبینی با جامعه آماری متفاوت است. بنا بر نتیجه الف) با وجود آنکه این آثار، از وجوه شاخص خوانش آثار تجسمی به روش بینامتنی، همچون کلاژ و نوشتار و گاه رنگ و بافت بهره نبردهاند، اما به دلیل وجود فضای سورالیستی حاکم بر تصویر، خوانشهای متفاوتی را پذیرا هستند. ب) بسیاری از مخاطبین، با خوانشی ترکیبی، بطور همزمان از انواع شیوه متنی، بینامتنی و بافتاری بهره بردهاند ج) تحلیل خوانشها مشخص نمود که ارتباط نزدیکی میان شناخت و پیشمتنهای ذهنی هر فرد با خوانش بینامتنی وی وجود دارد.