بررسی ساختار و گونه روایی داستان بعثت پیامبر (ص) در ادبیات و نگارگری بر اساس نظریه ژپ لینت ولت

نویسندگان

1 دانشگاه هرمزگان

doi
10.22059/jfava.2020.261554.665983
چکیده

ولت، روایت را ابزار مشترک بیان در گونه های مختلف ادبی و هنری؛ دربرگیرنده سه موقعیت: راوی، کنشگر و مخاطب می­داند. به زعم او، از تقابل میان راوی و کنشگر، دو گونه روایت همسان و غیرهمسان با زیرمجموعه­ها و الگوهای روایتی ویژه­ای شکل می­گیرد. تاکنون این نظریه تنها در آثار ادبی بررسی شده، پس مقاله حاضر، گونه­های روایی و طرح ساختاری نظریه ولت را هم­زمان در اشعار و نگاره­های داستان بعثت پیامبر مدنظر قرار می­دهد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، نحوه گردآوری مطالب کتابخانه­ای است و اشعار عطار، ژولیده، ریلکه و نگاره­های جامع­التواریخ­، مجمع التواریخ و سیره النبی­، انتخاب شد. فرضیه پژوهش تاییدی بر گفته ولت است که روایت را مختص متون ادبی ندانسته، بلکه تحلیل هنرهای گوناگون چون نگارگری را امکان­پذیر می­­سازد. نتیجه آنکه، شعر ندای محمد، ریلکه، از نوع روایت ناهمسان، با گونه متن نگار و زاویه دید صفر است. در اشعار عطار و ژولیده نیشابوری، زاویه دید صفر و ابیات ابتدا از نوع ناهمسان و متن نگار است که در ادامه به روایت همسان کنشگر تغییر می­کند. تمامی تصاویر از نوع ناهمسان، گونه روایتی از نوع کنشگر با زاویه دید بیرونی است.