مطلوبیت یا توانایی پرداخت؟ نظریه مالیاتی مدرسی بهمثابه سنتزی تحلیلی و رهیافت هایی برای اقتصاد اسلامی
نویسندگان
1 پژوهشگر و دانشجوی مقطع دکتری، علوم اقتصادی دانشگاه امامصادق علیهالسلام، تهران، ایران.
2 دانشیار، علوم اقتصادی، دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امامصادق علیهالسلام، تهران، ایران.
doi
10.30497/ies.2023.243294.2124چکیده
تاکنون تفاسیر متفاوتی از نظریه مالیاتی مدرسی شده است که برخی از آنها بر اتخاذ رویکرد مطلوبیت و برخی دیگر بر اتخاذ رویکرد توانایی پرداخت توسط متفکرین مدرسی تأکید دارد. بااینوجود به نظر میرسد که هیچیک از این تفاسیر نتوانستهاند نظریه مالیاتی مدرسی را در یک ارزیابی جامع و با بررسی تمامی زوایای نظریه، موردتوجه قرار دهند. بر این اساس این مطالعه در تلاش است تا با استفاده از روش کتابخانه ای- تحلیلی و با رویکردی پدیدارشناسانه به ارزیابی مجدد نظریه مالیاتی مدرسی و ارائه تفسیری جدید از این نظریه پرداخته و رویکرد سومی را در کنار دکترینهای رایج مالیاتی معرفی نماید. نتایج این مطالعه نشان میدهد که ریشه اصلی در تعارض تفاسیر موجود پیرامون نظریه مالیاتی مدرسی به فهم واحد تحلیل جامعه در تحلیل مدرسی از مقوله مالیاتها بازمیگردد. بر این اساس میتوان نظریه مالیاتی مدرسی را سنتزی تحلیلی میان رویکردهای کلاسیک مالیات ستانی ارزیابی نمود. از منظر ایشان مالیات در یک نگرش منفعتگرایانه قراردادی ضمنی میان جامعه و حکومت است و تا زمانی که حکومتها در راستای منافع عمومی تلاش نمایند، جامعه نیز مکلف به تأمین مالی حکومت خواهد بود. اما سهم هر یک از اعضای جامعه از این پرداخت عمومی یکسان نیست. توانایی پرداخت سهم هر یک از افراد جامعه را مشخص میکند. در نهایت نیز، ضرورت بکارگیری مقاصدالشریعه -همچون رویکرد غایتنگری مدرسی -در موضوع شناسی پدیده های جدید و همچنین تاکید بر تفکیک واحد تحلیل فرد و جامعه در تحلیل پدیده های اقتصادی از جمله رهیافت های این پژوهش برای اقتصاد اسلامی است.