راهبردها و محدودیتهای سازگاری با تغییر اقلیم در میان نخلکاران شهرستان سیب و سوران
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد مخاطرات محیطی، گروه جغرافیای طبیعی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 استادیار گروه جغرافیای طبیعی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
3 استاد، گروه جغرافیای طبیعی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
doi
10.22077/vssd.2024.7553.1247چکیده
فعالیتهای کشاورزی خرده مالک در میان جوامع محلی، وابستهترین بخش به اقلیم و آسیبپذیرترین به تغییرات و شوکهای اقلیمی میباشند. از اینرو، جوامع کشاورزی محلی به محور اصلی بحثهای سیاسی و پروژههای پژوهشی درباره تغییر اقلیم تبدیل شدهاست. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردها و محدودیتهای سازگاری نخلکاران با تغییرات اقلیمی در مناطق روستایی جنوب شرق فلات ایران انجام شدهاست. بهدلیل وابستگی گسترده این منطقه به محصول خرما، کشاورزان خرما کار بهعنوان جامع آماری این پژوهش انتخابشدهاند. در این مطالعه 300 نمونه خرد مقیاس سطح مزرعه از کشاورزان خرما در شهرستان سیب و سوران جمع آوری شده و از طریق مدلسازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان داده است که کشاورزان درک خوبی از تغییرات اقلیم در منطقه مورد مطالعه داشته و دارای سازگاری نسبتاً مطلوب میباشند. استراتژیهای اقتصادی (با ضریب اثر 927/0)، اجتماعی - فرهنگی (با ضریب اثر 915/0)، مدیریتی (با ضریب اثر 895/0) و دانشی - آموزشی (با ضریب اثر 874/0) بهترتیب مهمترین راهبردهای سازگاری جوامع کشاورزی در برابر تغییرات اقلیمی برای تعدیل خطر کاهش تولید محصول خرما بوده است. محدودیتهای سازگاری با تغییر اقلیم نیز بر اساس اهمیت شامل محدودیت مدیریتی (با میانگین 09/4)، زیرساختی- فیزیکی (با میانگین 86/3)، اجتماعی و فرهنگی (با میانگین 74/3)، اقتصادی (با میانگین 69/3) و دانشی - آموزشی (با میانگین 48/3) بودهاند. این مطالعه توصیه میکند که دولتها بایستی ابزارها و امکانات لازم را برای تسهیل سازگاری با تغییرات اقلیمی در میان جوامع محلی توسعه و درک کشاورزان را از تغییر اقلیم و راهبردها و استراتژیهای سازش با آن افزایش دهد. نتایج این سرمایهگذاری میتواند بهطور مستقیم شامل افزایش تولید محصول، درآمد و پایداری جوامع روستایی و بهطور غیرمستقیم منجر به امنیت مناطق مرزی گردد.