خوانش رویکرد اسطوره‌سنجی نزد ژیلبردوران، با نگاهی به "زیورآرایه های باغ ایرانی"

نویسندگان

1 دانشگاه الزهرا

2 دانشیار گروه هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

3 عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، معاون پژوهشی خانه هنرمندان تهران

doi
10.22059/jfava.2019.242898.666108
چکیده

خوانش آثار هنری، با بهره­گیری از روش­های نقد اسطوره­ای در ایران، یا بسیار ناشناخته باقی­مانده­است و یا به چند روش معروف نظیر سرنمونی­یونگی، تک­اسطوره­ی­کمبلی و نقد گونه­شناسانه­ی نوتروپ­فرای، محدود شده­است. روش­های دیگر نظیر اسطوره­سنجی، اسطوره­کاوی و اسطوره­متن که از جمله روش­های کاربردی در تحلیل آثارهنری است، هنوز در سطح کشور کم­شناخته باقی مانده­است. از سوی دیگر، طیف­های متنوع آثار هنرهای تجسمی و کاربردی با روش­های مختلف نقد اسطوره­ای، بارها مورد واکاوی قرار گرفته­است. اما هنر زیورآلات؛ به­مثابه­ی هنرهای صناعی و کاربردی، نه­ تنها از حوزه­ی نقد مغفول مانده، بلکه در حوزه­ی نقدهای اسطوره­ای نیز مطرح نشده­است. جستار حاضر، به روش توصیفی – تحلیلی و تاریخی، با بهره­گیری از روش اسطوره­سنجی ژیلبر دوران انجام شده­است. بررسی روش نقد اسطوره­سنجی، سپس خوانش و واکاوی "زیورآرایه­های باغ­ایرانی" با استفاده از این روش، از جمله اهداف پژوهش حاضر است. جستار حاضر، به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که اسطوره­ی­کلان مستتر در "زیورآرایه­های باغ­ایرانی" که در ارتباط مستقیم با زندگی شخصی مؤلفان آثار است و نگارندگان را در یافتن اسرار مستتر در این مصنوعات، همراهی کرده­است، چیست؟ توجه در مضمون کلی و همچنین جزئیات در خور پیکره­ی مطالعاتی مورد نظر نوشتار – زیورآرایه­های باغ ایرانی-  نگارندگان را به این نتیجه رهنمون کرد که تمام موتیف­ها و مضامین مستتر در ساختار مصنوعات، هرکدام به ­نحوی با اسطوره­ی کلان "آرمان­شهر" در ارتباط است.