جامعه شناسی عدالت در نهج البلاغه و شاهنامه
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه فرهنگیان
2 استاد بخش فارسی دانشگاه شیراز
3 استاد بخش فارسی دانشگاه شیراز
doi
چکیده
یکی از ارزشها و مفاهیم اجتماعی که در طول تاریخ بسیاری از صاحب نظران و منتقدان به آن توجّه نشان دادهاند، مفهوم عدلپروری و عدلگستری است. با مشاهده پژوهشهای پیشین به نظر میرسد با گسترش عدالت در جوامع گوناگون بسیاری از مشکلات فردی و جمعی کاسته شده و انسان به آرمانشهر خود نزدیکتر میشود. در بسیاری از متون به این مساله، چه از دیدگاه فردی و چه از جهان بینی جمعی، توجه نشان داده شده و زوایا و ابعاد مختلف آن از جمله عدالت الهی، عدالت اقتصادی، اجتماعی، قضایی و ... مورد اشاره و بررسی قرار گرفته است. از جمله این آثار می توان به نهجالبلاغه و شاهنامه فردوسی اشاره کرد. با توجه به پژوهشهای پژوهشگران این مقاله تحلیلی و توصیفی در نهج البلاغه و شاهنامه فردوسی به اصل قدرت اشاره بیشتری شده که امکان سودخواهی و بیعدالتی حاکم را فراهم میسازد که یکی از اصول مهم توجه به عدالت است. تعاریفی که در هر دو اثر بیان گردیده، مبین این مساله میتواند باشد که بینش حاکم بر نهج البلاغه و شاهنامه درمورد جامعه شناسی عدالت و چهارچوب مفهومی آن یکسان است. در این پژوهش سعی بر این گردیده با توجه به شواهد و مصادیق یافت شده مقوله عدالت و ابعاد آن مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.