بررسی نقش ساختارهای قومی قبیله ای در بحران یمن ( از انقلاب 2022-2011)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران
2 استادیار گروه مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران
doi
10.30479/psiw.2023.18582.3220چکیده
هدف: ساخت و نابودی «امر قبیله ای» در یمن، مؤلفه ای تعیین کننده در تحلیل روند تحولات این کشور است.هدف ایـن پژوهـش، پاسخ به ایـن پرسـش مهم است کــه ویژگیهــا و مؤلفه هــای قومــی و قبیلــهای، چــه نقشــی در خیــزش مردمــی و تحــولات انقلابی کشور یمن از ســال ٢٠١١ تا 2022 داشتهاند.روش: این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اینترنتی انجام شده است. یافته ها: یکـی از ویژگیهای مهـم و بنیادیـن فرهنگی و اجتماعی کشور یمن کـه در طـول تاریـخ، منشـأ تحولات سیاسـی بـوده اسـت، عملکـرد سـاختارهای قومـی و قبیلهای اسـت. سـاختارهایی کـه در طـول تاریـخ قبل و بعد از ورود اسلام به این کشور و از زمانـی کـه ایـن سـرزمین در کنتـرل امپراتـوری عثمانـی و استعمار بریتانیایـی بوده است تا دوره استقلال یمن شمالی و یمن جنوبی و همچنین وحدت دو یمن، از سال 1990 همـواره حضـور پررنگـی در نظـام سیاسـی، اجتماعـی و حتـی اقتصـادی این کشور داشتهاند. این مؤلفه در خیزش مردم یمن در سال 2011 نیز مؤلفهای حیاتی در بازچینش فضای سیاسی این کشور و تحولات جاری بوده است. بعد از دوره طولانی همراهی رهبران قبایل در دستگاه دولتی علی عبدالله صالح که به تقویت ثروت و نفوذ برخی از شیوخ و تضعیف برخی پیوندهای آنها با قبیله منجر شده بود، با آغاز درگیریهای 2011، شاهد عملکرد چندوجهی و بازچینش نیروهای قبیلهای و درنتیجه تحول جایگاه قبایل هستیم.نتیجه گیری: یافتههــای پژوهــش نشــان میدهد؛ در طول تحولات انقلابی یمن، جایگاه تعیین کنندگی سنتی قبایل، به مرور انسجام خود را از دست داده است و نقش آنها در تعیین روند تحولات جاری در حال کاهش است.