خوانشی در باب معاصریت در هنر
نویسندگان
1 گروه هنر، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران ، ایران
2 گروه هنر، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 گروه هنر، دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jfava.2018.252196.665877چکیده
در تعریف واژهی معاصر، برخی تنها وجه امروزی بودن (درزمانی) را مورد نظر قرار داده و گروهی دیگر، با نگاهی فرازمانی، به تعریف آن در نسبت با اجتماع پرداختهاند. هدف از این پژوهش، رسیدن به پاسخی برای این پرسش بنیادی است که آیا دوره معاصر شامل بازه زمانی خاصی از هنر یک سرزمین، با تمامی آثار مربوط به آن دوره است و یا این واژه، تنها بر آثاری که با مصادیق آن همخوانی دارند، قابل اطلاق است؛ مصادیقی که گاه از جنبه نو بودن فراتر رفته و دایره تعلقات این واژه را دگرگون میکند. روش تحقیق در این پژوهش به شیوه توصیفی_تحلیلی بوده و جمعآوری اطلاعات با استفاده از اسناد و منابع کتابخانهای انجام شده است. بنا بر نتیجه، آنچه بیش از سایر دیدگاهها میتواند به عنوان تعریفی نسبتاً دقیق از معاصریت قلمداد شود، دیدگاه بازمانی است. بر مبنای این دیدگاه، آثار هنری با وجود ساکن شدن در ظرف زمانی و مکانی معین، به آن محدود نگردیده و ممکن است با گذر زمان، با زمینههای هنری آینده خود همایند شوند. در نتیجه معاصریت در قطب دوم اثر هنری، یعنی مخاطب، ظرف زمان را میپذیرد ولی در قطب اول آن، که مربوط به تولید اثر هنری است، پذیرای ظرف و محدوده زمانی نیست.