شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر آمایش سکونتگاه های روستایی با رویکرد توسعه پایدار فضایی (مورد مطالعه: روستاهای شهرستان دلفان)

نویسندگان

1 استاد، گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد، جهاد کشاورزی شهرستان دلفان، دلفان، ایران

3 دانشجوی دکتری، گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

4 دانشجوی دکتری، گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22077/vssd.2023.5954.1160
چکیده

توسعه پایدار فضایی، علاوه بر لحاظ عوامل کلی توسعه، جنبه­های اکولوژکی، برابری، یکپارچگی، سازگاری و محدودیت­های زیست­محیطی را نیز در بر می­گیرد. این رویکرد سعی دارد با پدیده عدم تعادل­های منطقه­ای برخورد کرده و راهکارهای مناسب را برای تحقق توسعه متوازن و پایدار در سطح سرزمین، ارائه نماید. هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل آمایش فضاهای روستایی با تأکید بر توسعه پایدار فضایی در روستاهای دلفان بوده است. فرآیند روش­شناسی حاکم بر این پژوهش از نظر هدف کاربردی، و روش پژوهش توصیفی_تحلیلی است. روش گردآوری داده­ها و اطلاعات به صورت کتابخانه­ای و اسنادی است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از ابزار علت و معلولی دیماتل استفاده شده. که به شیوه پنل خبرگان انجام گرفته. یافته­ها حاکی از آن است که آمایش فضایی روستاهای دلفان نه بر اساس شاخصه­های راهبردی توسعه پایدار فضایی، بلکه شکل یافته­ای عواملی چون: حاکمیت تفکر اقتصادی(17/1)، و کالبدی-زیرساختی(67/0) بعنوان تأثیرگذارترین، و برابری و یکپارچگی(75/0- و 74/0-) بعنوان تأثیرپذیرترین عوامل بوده است. لذا آمایش این سکونتگاه­ها در چارچوب توسعه پایدار، خصوصاً توسعه پایدار فضایی نبوده است. به این معنا که اصل میان­رشته­ای و فرارشته­ای(عنصر مردم و مکان) که شاکه­ای راهبردی توسعه پایدار فضایی است، را شامل نمی­شود. این امر موجب عدم تعادل و توازن فضایی روستاهای این شهرستان شده است. در پایان پیشنهاداتی چون: اصلاح ساختار ذهنی و اجرایی مسئولان از توجه صرف به ابعاد کلی توسعه، به لحاظ عوامل برابری، یکپارچگی، سازگاری و محدودیت­های زیست­محیطی موجود؛ رد دیدگاه­های توسعه روستایی از دید صرفاً اقتصادی و کالبدی؛ و غیره ارائه گردیده است.