اثر هنری به‌مثابه کالای هنری در مواجهه با امر تکنولوژیک

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی دانشکده هنرهای تجسمی، پردیس هنرهای زیبا

2 دانشجوی پژوهش هنر دانشکده پژوهشهای عالی هنر و کارآفرینی- دانشگاه هنر اصفهان

3 استادیار دانشکده پژوهشهای عالی هنر و کارآفرینی، دانشگاه هنر اصفهان

doi
10.22059/jfava.2017.220092.665560
چکیده

در قرون اخیر رشد تکنولوژی به نحوی بوده که بطور پیوسته برای بشر معیشت بهتر را در پی داشته و توانسته خود را در بسیاری از وجوه زندگی ازجمله هنر به منصه ظهور برساند. همچنین در به چالش کشیدن هنر از مفاهیم سنت گرایانه به مفهومی نو تأثیر تأمل‌برانگیزی داشته است. به‌گونه‌ای که به مدد آن آثار هنری قابلیت بازتولید یافته و از این طریق در دسترس توده مردم قرارگرفته است. این مقاله در جهت تبیین مسئله نفوذ تکنولوژی در هنر و کالایی شدن اثر هنری از طریق تولید انبوه و بازتولید مکانیکی به طرح موضوع پرداخته و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به بازخوانی روابط جامعه ی تکنولوژیک و هنر از طریق اختلاط هنر و زندگی روزمره، می پردازد. بازتولید اثر هنری در جامعه‌ای رخ می‌دهد که تکنولوژی و نظام سرمایه‌داری در آن فراگیر شده است پس در چنین جامعه‌ای تولید برای مصرف صورت می گیرد و در پی فرآیند تولید نظام مبادله و بازار شکل می‌یابد. این مکانیسم متأثر از تکنولوژی، منجر به تغییر در ماهیت هنر و کیفیت تولیدات هنری می‌گردد تا به آنجا که هنر با زندگی روزمره پیوند ناگسستنی خورده و جزء لاینفک آن محسوب می‌شود و نتیجتاً هنرمند به‌عنوان یک تولیدکننده کالای هنری با تکثیر و انبوه‌سازی، قالب اثر هنری را دگرگون می‌سازد.