نقشهای پارچه در شهریاری ساسانی برپایۀ گزارش عربی حمزه اصفهانی از نگارههای کتاب ملوک بنیساسان
نویسندگان
1 دانشگاه الزهرا
doi
10.22059/jfava.2017.237050.665682چکیده
حمزه اصفهانی در فرازی از کتاب سَنیمُلوکالأرضوالأنبیا (4ه.ق) به زبان عربی، تنپوشهای 26 شهبانو/شهریار ساسانی را از روی نسخهنگارههای صورملوکبنیساسان بازگو کرده است. او برای توصیف جامهها، واژگانی در 5 گروه (بِلَون، مُوَشَّح، وَشْیْبِالذَّهَب، وَشْیْمُدَنَّر، وَشْیْبِلَون) برگزیده، و هر کدام را با همنشینی یکی از این گروهها و رنگی ویژه بازنمایانده است. معانی این واژگان عربی در سدههای پیدرپی، دستخوش دگرگونیهایی شده است. گوناگونی توصیف تنپوشها در شرح و برگردانهای امروزی، برخاسته از همین دگرگونیهاست. پژوهش پیشرو، برپایۀ معانی واژگان پیشگفته در عربی کهن، بازخوانی دیگر گزارشهای تاریخی، کنکاش در شیوۀ بازنمایی جامههای شاهانه بر فلزکاریها و سنگتراشیدههای ساسانی، و بررسی پارچههای آن دوران میکوشد مفهوم مناسب را برگزیند؛ گروهی از پارچههای ساسانی را بربنیان بازنماییهای الصور بشناسد؛ و ریزبینی و درستی گزارش اصفهانی را در سنجش با یافتههای باستانشناختی بیازماید. از این پویه برمیآید بِلَون، پارچههایی بیآرایه و رنگین است؛ مُوَشَّح، دو شیوۀ بازنمایی جامههای گوهردوخت را در خود دارد؛ وَشْیْبِالذَّهَب همان بافتههای زرین است؛ وَشْیْمُدَنَّر، آشناترین نقشاندازی پارچههای ساسانی (قاببندیهای گِرد) را بازمینماید؛ و وَشْیْبِلَون، منقشهای رنگاندازیشده و مخططی است که امروزه، نه چندان دقیق، پارچههای یمنی نامیده میشود. پژوهش، رویکردی تاریخی دارد و در فرازهای گوناگون، برای بررسی دادهها، شیوۀ توصیفی ـ تطبیقی و تحلیل را پی میگیرد. گردآوری دادهها، کتابخانهای؛ و بررسی آنها، کیفی است.