تفسیری بر شکل پذیرش پرسپکتیو خطی در نقاشیِ متأخرِ صفوی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه هنر اصفهان
2 دانشیار دانشگاه هنر اصفهان
3 دانشیار دانشگاه هنر اصفهان
doi
10.22059/jfava.2017.224435.665576چکیده
تأثیرپذیری نقاشی ایرانی از نقاشی اروپایی از اواسط عهد صفوی باعث ایجاد جریانی در نقاشی ایرانی شد که تا دوران معاصر نیز ادامه یافته است. به نظر میرسد طرحِ فضا در این جریان نقطة کانونی این مواجهه باشد. این مقاله شکل پذیرش و اجرای تکنیک پرسپکتیو خطی را در نقاشی متأخر صفوی بهعنوان نمودی از نخستین مواجهههای هنری ایران با «مدرنیته» تحلیل و تفسیر میکند. یافتههای بخشِ تحلیلی مقاله نشان میدهد که جریان اصلی نقاشی در اواخر عهد صفوی واجد فضایی «ترکیبی» یا «دوگانه» است و پرسپکتیو خطی در این نقاشیها اغلب بهصورت «ناقص» و «منطقهای» اجرا شده است. در بخش تفسیری با استفاده از رویکردِ پدیدارشناسیِ هرمنوتیکِ هایدگر نشان دادهشده است که این «ترکیبِ تعارضآمیز» تجسمِ مواجهة دو هستیشناسی ناهمساز است. به نظر میرسد پیش از آنکه در فضای اندیشة ایران طرحِافکنش تکنیکی و ریاضیاتی «هستی» استقرار یافته باشد؛ در فضای نقاشی ایرانی ابزارهای تکنیکی برای بازنمائی فضایِ ریاضیاتی مدرن به کار بسته شد و در کنار فضای باقیمانده از سنت نقاشی ایرانی قرار گرفت. بنابراین میتوان گونهای «ناهمزمانی» را در شکلِ پذیرش تکنیک پرپسپکتیو خطی در نقاشی متأخر صفوی تشخیص داد. این امر تصویرگر شکلی از مواجهه با مدرنیته است که در آن دریافتِ صورتِ کالایی و تکنولوژیکِ مدرنیته مقدم بر استقرار طرحِ هستیشناسانة آن است.