پدیدار شناسی تصویر هنری در نقاشی معاصر-( شناخت نقاشی معاصر بر مبنای نظریۀ تصویر شعری گاستون باشلار)
نویسندگان
1 گروه ارتباط تصویری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران
2 گروه آموزش هنر، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تکریت، صلاح الدین، عراق
doi
10.22059/jfava.2017.63165چکیده
این تحقیق به مطالعۀ پدیدارشناسی تصویر هنری در نقاشی معاصر بر اساس نظریۀ تصویر شعری گاستون باشلار میپردازد. هدف آن تبیین پدیدارشناسی تصویر هنری معاصر در آفرینش، وجود و تعالی آن است و مبتنی بر سه محور میباشد؛ نخست به آفرینش تصویر هنری، بهعنوان ترکیبی از عینیت و ذاتیت، میپردازد. سپس تصویر هنری را کوششی برای هستیشناسی مستقیم میپندارد، سپس به بررسی وجود آن به عنوان کوششی برای پدیدارشناسی روح میپردازد. نتایج بحث چنین است: 1. پیدایش تصویر هنری حاصل تبادل وظائف بین ماده و اندیشه (عینیت و ذاتیت) است؛ یعنی پدیدارگرایی و تصویر هنری معاصر، همذاتپنداری بین تعبیر و معنا است. 2. تصویر هنری معاصر، اتفاق لحظهای و اوج آگاهی و کوشش در جهت هستیشناسی مستقیم است؛ مستقل از قانون علیت؛ ارتباط بین تصویر هنری جدید و صورت مثالی ناخودآگاه آن، علّی نیست؛ نه جایگزین سادهای برای واقعیت عینی است و نه نماد آن؛ تصویر هنری تبیین میکند، زیرا بدون تاریخ است؛ اما نمادگرایی تأکید میکند، زیرا مملو از تاریخ است. 3. نقاشی معاصر بیشتر بر پدیدارگرایی روح تمرکز میکند تا برپدیدارگرایی عقل؛ زیرا ناخودآگاه، منشأ آگاهی و مقدم بر آگاهی و نیز دارای ماهیتی پدیدارشناختی است؛ یعنی مادۀ اثر هنری در آن واحد همان علت مادی و صوری است.