کارکرد استعارههای مفهومی در تبیین مفهوم«خدا» در نهجالبلاغه
نویسندگان
1 الهیات -علوم قران و حدیث. عضو هیئت علمی دانشگاه میبد
2 عضو هیئت علمی و دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشکده الهیات، دانشگاه میبد، میبد، ایران
3 دانشجوی دوره دکترای علوم قرآن وحدیث،دانشگاه میبد،ایران
4 عضو هیئت علمی و استادیار دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
چکیده
یکی از مباحث مهم و پر تکرار در نهجالبلاغه مفهوم «خدا» است،که به دلیل صورتی کاملاً انتزاعی عمدتاً در قالب صنعت استعارههای مفهومی طرح شدهاست، حضرت علیgاین صنعت را به عنوان ابزاری برای تفهیم مباحث پیچیدهای چون خدا، روح و جهان پس از مرگ و... استفاده کردهاند، این نوشتار با بررسی نقش استعارهای مفهومی در تبیین «مفهوم خدا» به دنبال کشف نقش مکانمندساز و تجربی استعارههای شناختی در نظام مفهومی نهج البلاغه و شرح و بیان آن بودهاست. لذا با بررسی انگارههای نهجالبلاغه به روش توصیفی-تحلیلی ،معلوم گردید که درک مفهوم خدا به دلیل تجربه ناپذیری، مفهومی پیچیده است که ناگزیر ابهام آن، باید از طریق سازوکارهای استعاری میسر شود؛ از اینرو، پس از تبیین پایههای نظری پژوهش، مهمترین اصول کاربردی در استعارهها؛ یعنی حوزهای بودن، تغییر ناپذیری، همهجا حاضر بودن و خلاقیت و... معرفی و در قالب شواهدی از نهجالبلاغه تبیین شد و در نهایت مفهوم خدا درعبارات نهجالبلاغه با تکیه بر انواع استعارههای وجودی، جهتی و ساختاری مورد بازخوانی قرار گرفت و در قالب این نوع سازوکار شناختی مشخص شد که حضرت علی علیه السلام با انتقال از مفهوم مکانی که در تجارب و فرهنگ مخاطبان جریان دارد، مفهوم پیچیده و معنوی «خدا» را تبیین کردهاند.