جستاری در باب نمود پیکر انسان در هنر معاصر، با تأکید بر نظریات بودریار

نویسندگان

1 استادیار گروه نقاشی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

2 استاد گروه مطالعات عالی هنر، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/jfava.2017.62396
چکیده

انگاره‌های مرتبط با پیکر انسان، بدنمندی و تقابل‌های جنسیتی از دیرباز در بازنمود انسان در هنر نقشی تعیین‌کننده داشته‌اند. پس از دهۀ 1970، پژوهش پیرامون جایگاه تن و واکاوی گستره‌های معنایی آن، دامنۀ وسیع‌تری یافت. هدف این جستار، تطبیق معانی مذکور در دو حوزۀ فلسفه، مشخصاً با تأکید بر اندیشۀ بودریار و نیز مصادیق هنری ملهم از آن معانی است. در این زمینه نظریاتی همچون شی‌ء‌شدگی، مفهوم عضوـ شیء، پایان جنسیت و... با آثار تجسمی هنرمندانی همچون کروگر، گُبر، شرمن، هاگنز، لونا و آبراموویچ تطبیق داده می‌شود. روش این تحقیق به‌صورت تحلیلی‌ـ توصیفی و تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها به شیوۀ استقرایی است. طبق یافته‌های پژوهش مشخص خواهد شد که اولاً تکرار نشانه‌ها در نظام‌های مختلف معنایی، سبب شده تا خرد جنسی پست‌مدرن رو به محوشدگی گذاشته شود و به وانمودهبدل‌ شود که نمود تن در هنرها نیز تابع همین فلسفه است. ثانیاً عرضۀ وسیع مفاهیم جنسی در تمامی نظام‌های معنایی همه‌چیز را به نشانه‌ای جنسیتی بدل کرده است؛ از این ‌رو درواقع دیگر هیچ‌چیز جنسیت نیست. لذا نشانه‌های جنسیتی، در هنر نیز جنبۀ بت‌وارگی خود را از دست داده‌اند. ثالثاً عنصر عضوـ‌ شیء در هنر معاصر را می‌توان در جایگاه ژانر طبیعت ‌بی‌جان از سویی و انسان قربانی عصر پست‌مدرن از سوی دیگر مدنظر قرار داد.