اثر یک دوره تمرین مقاومتی برسطوح سرمی پپتید شبه گلوکاگون-1، دی پپتیدیل پپتیداز-4 و مقاومت انسولین در مردان چاق

نویسندگان

1 گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی واحد آیت اﷲ آملی، دانشگاه آزاد اسلامی، آمل، ایران

2 دانشجوى دکترى بیوشیمی و متابولیسم ورزشی گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی واحد تهران مرکز، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی واحد آیت اﷲ آملی، دانشگاه آزاد اسلامی، آمل، ایران

4 گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی واحد یادگار امام خمینی ( ره ) شهر رى، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، ایران

doi
10.48308/joeppa.2017.98862
چکیده

هدف:هدف از این پژوهش، تعیین تاثیر یک دوره تمرین مقاومتی برسطوح سرمی GLP-1، DPP-4 و مقاومت انسولین در مردان چاق بود. روش تحقیق: 20 مرد چاق (سن01/2±76/29سال، قد 07/0±79/1متر، وزن 69/5±24/108کیلوگرم، شاخص­توده بدنی 18/1±49/33کیلوگرم بر متر مربع) به­طور تصادفی به 2گروه تمرین مقاومتی و کنترل تقسیم شدند. فعالیت مقاومتی شامل 6ایستگاه با شدت 55-75درصد یک تکرار بیشینه، سه روز در هفته و به مدت 8هفته بود. نمونه­گیری خون در دو مرحله قبل و بعد از 8هفته (48ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی) بعد از 12ساعت ناشتایی گرفته شد. داده­ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس در اندازه­گیری مکرر در سطح 05/0P≤ تحلیلشد. یافته­ها:سطوح سرمی GLP-1 گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل به­طور معنادار افزایش یافت(P=0.027). گلوکز خون و سطوح سرمی DPP-4گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل به­طور معنادار کاهش یافت(P=0.019 و P=0.003). اما مقاومت به انسولین گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل تغییر معنادای نداشت(P=0.49). نتیجه‌گیری:احتمالا یک دوره تمرین مقاومتی، باعث افزایش معنادار GLP-1 و کاهش معنادار DPP-4 شده و این تغییرات با کاهش اشتها و تنظیم متابولیسم گلوکز در مردان چاق همراه است، اما احتمالا یا بر مقاومت به انسولین تاثیر معنادار ندارد و یا نیازمند طول مدت بیشتری از تمرین مقاومتی جهت مشاهده تفاوت معنادار در این شاخص می­باشد.