مطالعه زبان و بیان در پیکره سفالی طغرل بیک سلجوقی با رویکرد بینامتنی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی هنر اسلامی، دانشکدۀ هنرهای اسلامی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، تبریز، ایران
2 دانشیار دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، گروه آموزشی زبان و ادبیات فرانسه، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfava.2017.62399چکیده
کشف بینامتنیت در قرن بیستم، نگرش نوینی در افق مطالعات علوم انسانی و هنر فراهم آورد. از گرایشهای مهم بینامتنی، بینامتنیت خوانشی است که نخستین بار رولان بارت مطرح کرد. مقالۀ پیش رو، به مطالعۀ مجسمۀ سفالین «سلطان طغرلبیک سلجوقی» متعلق به هنر دورۀ اسلامی ایران با رویکرد بینامتنیت خوانشی پرداخته است. هدف اصلی نوشتار حاضر، آشنایی مخاطبان با یکی از شیوههای مهم نقد ادبی و هنری معاصر، یعنی بینامتنیت خوانشی است که با تطبیق آن بر پیکرههای مطالعاتی ایرانی و اسلامی، قابل بهرهبرداری است. در ابتدا، شناسۀ تاریخی پیکرۀ حاضر معرفی میشود و سپس، کشف تمامی خوانشهای ممکن با رویکرد بینامتنی در مجسمۀ مذکور کانون توجه قرار میگیرد. در مرحلۀ بعد، با تحقیقی میدانی، نقش متنهای مذکور در خوانش مخاطبان اثر نقد و بررسی میشود. بدین منظور، چهل خوانش مختلف که از مصاحبه با دانشجویان رشتههای هنر و ادبیات شکل یافته، محور تحلیل این قسمت است. یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد اول، خوانش بینامتنی بهعنوان روش تحقیق، قابلیت نقد و بررسی آثار هنری و تجسمی ایرانی- اسلامی را دارد. دوم، خوانش مخاطبان اثر حاضر، اغلب خوانشی مرکب (متنی، بینامتنی و فرامتنی) بوده است.