تأثیر قارچ‌ میکوریز آربسکولار و تنش خشکی بر جذب برخی عناصر غذایی ماکرو توسط سه ژنوتیپ تره با مشخصات ریشه‌ای متفاوت

نویسندگان

1 دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین اهواز

2 ?

3 دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین اهواز

4 دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین اهواز

5 دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین اهواز

doi
10.22067/jsw.v0i0.33050
چکیده

در یک آزمایش گلدانی در سال 1389 در گلخانه دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین، برای اولین بار نقش ریخت‌شناسی ریشه سه ژنوتیپ تره با حضور قارچ‌های میکوریز-آربسکولار در شرایط خشکی بر جذب عناصر غذایی فسفر،کلسیم، پتاسیم در برگ و ریشه سه ژنوتیپ تره مطالعه گردید. این آزمایش با سه سطح رطوبتی خاک (آبیاری پس از تخلیه 40، 60 و 80 درصد آب قابل استفاده گیاه در خاک)، دو سطح میکوریزا (وجود و عدم وجود قارچ گلوموس اینترارادیسس) و سه ژنوتیپ تره شامل: شادگان (با ریشه‌های کم انشعاب، کوتاه و نازک)، اصفهان (با ریشه‌های منشعب و بلند) و تره فرنگی (با ریشه‌های کم انشعاب، کوتاه و ضخیم) به صورت فاکتوریل در قالب طرح کامل تصادفی در چهار تکرار اجرا گردید. نتایج نشان داد که با افزایش تنش خشکی از مقدار کل عناصر فسفر، پتاسیم و کلسیم کاسته می‌شود، ولی میزان این عناصر با توجه به نوع توده، ساختار ریخت‌شناسی ریشه‌ای و هم‌چنین در برگ و ریشه، متفاوت بود. در تمام سطوح تنش خشکی، غلظت عنصر، مقدار کل عنصر و مقدار کل عنصر در واحد طول ریشه هر سه عنصر در برگ و ریشه هر سه ژنوتیپ تره میکوریزایی از تره‌های غیرمیکوریزایی بیش‌تر بود. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در بین ژنوتیپ‌های تره، تره شادگان با داشتن سیستم ریشه‌ای ضعیف‌، رابطه همزیستی قویتری با قارچ‌های میکوریزا داشته است که در نهایت منجر به جذب بالاتر عناصر غذایی در تره‌های میکوریزایی شادگان نسبت به تره‌های دیگر گردید و این تأییدی است بر فرضیه بیلیس حتی در شرایط تنش خشکی.

کلیدواژه‌ها