نقد ابتنای اقتصاد اسلامی بر مطلوبیتگرایی دوساحته؛ درآمدی بر تکلیفگرایی دینی
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع)
2 دانشیار دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع)
3 استادیار دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع)
4 دانشجوی دکتری علوم اقتصادی دانشگاه امام صادق(ع)
doi
10.30497/ies.2016.1898چکیده
یکی از برخوردهای معمول محققان اقتصاد اسلامی با نظریه مطلوبیت اقتصاد نئوکلاسیک، قرار دادن مؤلفههای اسلامی همچون انفاق، وقف، خمس و زکات و امثال آنها در کنار مؤلفههای تابع مطلوبیت اصلی است. این تغییر که با افزودن مؤلفههای ساحت اخروی انسان مسلمان همراه است، گویا به جهت رفع نقص نگاه اقتصاددانان نئوکلاسیک به انسان و تلاش در جهت تولید نظریه مطلوبیت اسلامی صورت پذیرفته است. این نوآوری ناقص، سطحی و التقاطی -که آن را میتوان ناشی از ضعف روششناختی اقتصاد اسلامی به حساب آورد- زمانی مهم جلوه میکند که عدهای از همین محققان اقتصاد اسلامی با تمسک به تقریری لذتگرایانه از نظام اخلاقی اسلام و بدون کمترین توجهی به اصول موضوعه و ارزشهای نهفته در مبانی این نظریه، به دنبال تبیین و توجیه فلسفی آن برمیآیند. در این مقاله از منظری درون دینی به تبیین اشکالات و تناقضات مطلوبیتگرایی دوساحته پرداخته شده است، اما تمام اهتمام بر این بوده تا در نقد و بررسی اشکالات پیشگفته به معرفی «تکلیفگرایی دینی» به عنوان مبنای اخلاقی اقتصاد اسلامی پرداخته شود. به نظر میرسد با توجه به تعالیم اسلامی، نظریه اخلاقی مختار، بهتر از مفهوم پرتناقض مطلوبیتگرایی دوساحته میتواند مبیّن قاعده رفتاری یک انسان مسلمان باشد.