سنجش نظریه مقاومت اسلامی با معیارهای متأخر نظریهپردازی در روابط بینالملل
نویسندگان
1 استادیار، گروه معارف اسلامی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران (نویسنده مسئول).
doi
10.27834/CSIW.2403.1385.2.33.3چکیده
در جریان آخرین مباحثات نظری روابط بیناالملل، چنین برداشت میشود که یک نظریه مطلوب باید از چهار عنصر دانشافزایی (اصالت)، تبیینکنندگی (رفتارشناسی)، زیباییشناسی و راهبردمحوری برخوردار باشد. در این راستا نگارنده در صدد است، به تبیین معیارهای مزبور در نظریه «مقاومت اسلامی» بپردازد. حال این پرسش مطرح است که چگونه نظریه مقاومت اسلامی یک نظریه مطلوب و بدیع در روابط بینالملل قلمداد میشود؟ نویسنده در این پژوهش با روش کیفی و رویکرد تبیینی- تحلیلی بر این باور است که نظریه مقاومت اسلامی اولاً، اصالت دارد: این نظریه ریشه در پارادایم توحیدی دارد، واحدهای سیاسی را در جبهه «حق» و «باطل» ترکیببندی مینماید و با بهرهگیری از نص، عقل و سنت، شناخت روندها، پدیدهها و رخدادهای سیاسی و بینالمللی را میسر میداند. ثانیاً، رفتار جبهه باطل، در قالب نظام سلطه تجلی پیدا میکند. بقای نظام سلطه، در گرو سلطهپذیری واحدهای سیاسی است. لذا مبارزه با واحدهای انقلابی در جهت بقاء و تداوم نظام سلطه، ضروری است. ثالثاً، مهمترین جنبههای زیبایی شناختی نظریه مقاومت، پرهیز از فرقهگرایی و وحدتزایی در جهان اسلام و به طور کلان تقویت جبهه حق در روابط بینالملل است. و رابعاً، اصلیترین راهبرد نظریه مقاومت جهت تحقق صلح، مبارزه سیاسی، نظامی و عقیدتی با نظام سلطه است.