بررسی ترجمۀ فیض الاسلام از نهج البلاغه بر اساس الگوی نظری وینی و داربلنه (مطالعۀ موردی خطبۀ أشباح و قاصعه)
نویسندگان
1 استاد دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
2 دانشجوی دکتری دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
doi
10.22054/ajsm.2023.64449.1763چکیده
ترجمۀ متون دینی و مقدس به ویژه نهجالبلاغه، از مهمترین راهها برای انتقال مفاهیم آنهاست. این ترجمهها نیازمند ارزیابی دقیق و علمی هستند تا بتوان نارساییها و کاستیهای موجود در آنها را شناسایی کرده و در نتیجه سطح کیفی ترجمهها را بهبود بخشید. در این میان، الگوها و نظریات متعددی از سوی صاحبنظران حوزۀ ترجمه جهت سنجش ترجمه مطرح شدهاند. الگوی نظری وینی و داربلنه یکی از کارآمدترین نظریات است که میتوان از آن به عنوان چهارچوبی علمی جهت ارزیابی متون ترجمه شده به ویژه متون دینی استفاده نمود. این الگو که ترکیبی است از دو شیوۀ ترجمۀ مستقیم و غیرمستقیم، از هفت تکنیک تشکیل شده است که عبارتند از: قرضگیری، ترجمۀ تحتاللفظی، گرتهبرداری، تغییر صورت، تلفیق، معادلیابی و اقتباس. در این پژوهش که به شیوۀ توصیفی-تحلیلی انجام یافته است، بخشی از ترجمۀ فیضالاسلام از نهجالبلاغه بر مبنای الگوی پیشنهادی وینی و داربلنه مورد بررسی قرار گرفته و میزان به کارگیری تکنیکهای هفتگانه مشخص شده است. نتایج این جستار حاکی از آن است که مترجم ضمن وفاداری به متن مبدأ و رعایت اصل امانتداری، بیشتر از تکنیکهای ترجمۀ غیرمستقیم بهره برده است و این امر موجب سلاست و شیوایی متن ترجمه گشته است.