بررسی جهتگیری نظام نقاشی در دوران انقلاب مشروطه
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، تهران، ایران
2 استادیار دانشکدۀ سینما و تئاتر، دانشگاه هنر، تهران، ایران
3 استادیار، دانشگاه هنر، تهران، ایران
doi
10.22059/jfava.2017.61014چکیده
در مواجهه با سپیدهدم تجدد ایرانی در عصر مشروطه میتوان پرسید آیا انقلاب مشروطه ایران، سرآغازی برای تحولات هنری بوده است یا خیر؟ دربار قاجار پیش از این به مدرنیزاسیون از بالا رو آورده بود که در پی آن، نظام نقاشی ایران، عناصری از بیرون را پذیرفته و حرکت بهسوی نقاشی واقعگرایانه را آغاز کرده بود. در این پژوهش، با اتخاذ دیدگاهی تاریخی و جامعهشناختی تلاش شده است نشان داده شود دربار در چه شرایطی سلیقۀ هنری خود را بروز و تغییر داد و چگونه تحولات فرمشناختی را به خدمت در آورد. با تعلیق این حکم کلی که نظام نقاشی دورۀ قاجار، درباری است و دربار هم نمیتواند به تجدد فرهنگی کمک چشمگیری کند، میتوان مشاهده کرد بستری برای تجدد نقاشی فراهم شد؛ ولی نیروهای مخالفِ دربار، حتی بعد از انقلاب، حمایت چندانی از نقاشی نکردند. در این بین، ناتورالیسم ایرانی نیز از طرح مفاهیم صریح اجتماعی فاصله میگرفت. به نظر میرسد دوری مبارزان عصر مشروطه از هنرهای تجسمی و شکلنگرفتن نقاشی متعهد را بتوان ناشی از عواملی همچون موانع مذهبی در پیوند مشروطهخواهان با هنرهای جدید، اقتصاد خاص و اغلب اشرافی نقاشی و مسائلی از این دست دانست. در این نوشتار، با معرفی جایگاه هنرمند، نقاشان عصر یادشده در کارکردی که در بدنۀ اجتماع دارند، قالببندی میشوند.