بررسی رویکردهای آموزش موسیقی کودک با تأکید بر رویکرد ارف و چالشهای آن در ایران
نویسندگان
1 گروه نوازندگی موسیقی جهانی، دانشکده موسیقی، دانشگاه هنر ایران، کرج، ایران.
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه نوازندگی موسیقی ایرانی، پردیس هنرهای زیبا، دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22075/aaj.2025.37802.1369چکیده
این پژوهش با هدف بررسی جامع و رفع نواقص رایج در اجرای رویکرد ارف در آموزش موسیقی کودکان در ایران انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش، نبود تطابق کافی میان محتوای ارائه شده در قالب این رویکرد با نیازها، ویژگیهای فرهنگی، زبانی، روانشناختی و تربیتی کودکان ایرانی است. به منظور پاسخ به این مشکل، نسخهای کاملاً بومی شده از رویکرد ارف توسط گروهی از مدرسان مجرب، روانشناسان و کارشناسان موسیقی کودک طراحی و تدوین گردید. این نسخه اصلاح شده در چندین آموزشگاه موسیقی کودک به طور آزمایشی و در شرایط واقعی به اجرا درآمد. روش پژوهش به صورت ترکیبی و چندمرحلهای انجام شد؛ ابتدا با استفاده از مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته، مشکلات، چالشها و محدودیتهای اجرای رویکرد ارف در بستر فرهنگی ایران شناسایی گردید. سپس پرسشنامهای ساختاریافته و استاندارد تهیه شد و اثربخشی نسخهی جدید در دو مرحله پیشآزمون و پسآزمون به صورت کمی و آماری ارزیابی شد. سؤال محوری پژوهش این بود که بومی شده قادر است مهارتهای موسیقایی کودکان را بهبود بخشد؟ علاقهمندی و انگیزه آنان را افزایش دهد؟ اعتمادبهنفس آنان را تقویت کند؟ تعاملات اجتماعی را بهبود ببخشد و در کاهش احساس انزوا، خجالت و کمرویی تأثیرگذار باشد یا خیر؟ نتایج پژوهش نشان داد که پس از اجرای فعالیتهای متنوع شامل حرکات موزون، نواختن ساز، آوازهای گروهی و بازیهای موسیقایی، روحیه کودکان بهبود چشمگیری یافت، میزان همدلی، نشاط و شوق افزایش پیدا کرد و کودکان خجالتی نیز در تعاملات اجتماعی خود پیشرفت قابلتوجهی داشتند. این نتایج هم از نظر مدرسان، والدین و کارشناسان و هم بر اساس تحلیل دادههای پرسشنامهها تأیید و تصدیق شد. بر این اساس، نسخه بومی شده رویکرد ارف نه تنها از نظر آموزشی و موسیقایی، بلکه از منظر رشد هیجانی، روانی و اجتماعی کودکان نیز اثربخش و مؤثر ارزیابی گردید.