تحلیل زیورآلات بلاگردان و مقدس قاجاری دزفول بر اساس نظریه اشیاء و مصرف نمادین
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
2 دانشیار گروه گرافیک، دانشکده هنر، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
doi
10.22075/aaj.2025.34908.1282چکیده
به باور برخی از مردم، زیورآلات علاوه بر وجه تزیینی کارکرد «شیءباورانه» یا «بلاگردان» و در مواردی، دارای نیروی خاص بوده و کارکردی چون طلسم و جادو داشتهاند. منطقه دزفول نیز از جمله مناطقی بوده که در یکصد سال اخیر در چند نمونه از زیورآلات آن، نقوش نمادین و آیینی با کارکردی شیءباورانه یا بلاگردان دیده شده است. هدف این مطالعه تحلیل زیورآلات بلاگردان و مقدس قاجاری دزفول بر اساس نظریه اشیاء و مصرف نمادین است. تکمیل شکاف دانشی در حوزه فرهنگ عامه و شناخت فرهنگ مناطق مختلف ایران به ویژه خوزستان و به طور خاص شهر دزفول و همچنین آگاهی از عناصر بلاگردان و محافظت کننده و ثبت و ضبط جزئیات آنها و بسترسازی برای پژوهشهای آینده بخشی دیگر از اهداف این مقاله است. بر همین اساس در این پژوهش به پرسش پیشرو پاسخ داده میشود. زیورآلات سنتی دزفول چگونه کارکردی دارد و نیروی متصوره از این اشیاء با توجه به نظریه اشیاء و مصرف نمادین، چیست؟ نتایج این پژوهش با دادههای گردآوری شده از منابع میدانی و اسنادی به روش توصیفی- تحلیلی ارائه شده است. بر اساس یافتههای این پژوهش زیورآلات دزفول، کارکردیهای مختلفی داشته است؛ اما نمونههای ساخته شده در دزفول عمدتاً کارکردی چون شیء مقدس و سحرآمیز داشته و عموماً علاوه بر کارکرد تزیینی، گونهای کارکرد حفاظتی همراه با آرامش بخشی داشته است. نمونه شیء مقدس؛ گردنبندهای با محتوی دعا و آیات و نمونه سحرآمیز و دارای خاصیت جادویی آن، بازوبندها و میلپا بوده است. همچنین نقوش برخی از این زیورآلات مشابه نقوش کتب علوم غریبه قرن هفتم است و به نظر میرسد این نقوش ادامه دهنده سنت علوم غریبه سدههای پیشین ایرانی است. با توجه به نظریه اشیاء و مصرف نمادین، زیورآلات سنتی در این مطالعه، فراتر از عناصر زیباییشناسانه، دارای ابعاد پیچیدهای از باور، کارکرد و معنا بودهاند و نقش مهمی در زندگی روزمره، جهانبینی و روابط اجتماعی افراد دارند و همچنان در لایههایی از فرهنگ عامه پابرجا هستند. تداوم این کارکردها، بازتابی از نیاز انسان به معنا، حفاظت، هویت و قدرت در برابر ناشناختههایی است که علی رغم بیکرانکی دانش بشری، همچنان مبهم، مرموز و پیچیدهاند.