فضا و عدالت اجتماعی: روایتی سینمایی از جدایی گزینی فضایی بر اساس رمزگان پنج گانه رولان بارت (فیلم «انگل» بونگ جون- هو)

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری، گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده برنامه ریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران‌.

doi
10.22075/aaj.2025.34891.1281
چکیده

شهرها بیش از پیش به مکانی تبدیل شده­ اند که پدیده­ های فقر شدید­، آسیب­ های اجتماعی و جدایی ­گزینی اجتماعی در آن متمرکز شده­ است. نابرابری ­های اجتماعیِ منعکس‌شده در فرایندهای جدایی­ گزینی شهری، موضوع ادبیات رو به رشد در جهان بوده­ است. بعد از پدیدارشناسی مدرن هوسرل‌ و با پیوند و همراهی علم با فلسفه از یک‌سو و هنر از سوی دیگر، نمی‌توان از تحلیل تقلیل‌گرایانه جدایی‌گزینی فضایی با رویکرد کمی و اثبات‌گرایانه سخن راند. رجوع به عمل انسان یا بررسی رفتارهای فضایی انسان از تعیین‌کننده‌ترین مقولات در شناخت معاصر فضا است. این درک نوین از فضا و پیوستگی زندگی اجتماعی با نظام ‌زبان‌شناسانه، هنر و ادبیات را هر چه بیشتر با علوم به طور عام و علوم اجتماعی به طور خاص عجین می‌کند. فرض و بینش ما در مقاله بر این اصل استوار بوده که علم و شناخت تعین‌گرای یک پدیده‌ی جغرافیایی نظیر جدایی‌گزینی همواره از دل ارتباط با هنر و فلسفه است. ضرورت بازنمایی جدایی‌گزینی فضایی در بهره‌گیری از شیوه‌ی هنری بدین طریق نمایان می‌شود که کار هنری همواره با امتزاج دو عنصر خودآگاهی/ ناخودآگاهی و همچنین وضع موجود/ وضع ایده‌آل، فهم مسئله را با «مسئله‌سازی» گره می‌زند. در این ­جا، با هدف بازنمایی مسئله جدایی‌گزینی فضایی، از رویکرد کیفی و روش رمزگان پنج‌گانه رولان بارت بهره می‌گیریم. سؤال مقاله حاضر این‌گونه است که جدایی‌گزینی ­شهری در فیلم انگل، تحت کاربست رمزگان رولان بارت، چه بازنمایی ­ای دارد؟ درون‌مایه‌ی اصلی این روایت سینمایی از جدایی‌گزینی را می‌توان در فهم شهرها به ­عنوان عرصه‌ی وجودی گفتمان/ قدرت دانست. در این­ جا با ساخت‌شکنی‌ ‌دوگانه‌های رمزگانی/واقعی، بازنمایی عدالت و مسئله جدایی‌گزینی شهری رنگ‌و‌بوی شناختی پست‌مدرنیستی به خود می‌گیرد و ما را در مواجهه با این پدیدار فعال نگه می‌دارد. وضعیتی که در آن روایت ­های گوناگون به گفتگویی می­ پردازند که امکان برتری روایتی جز فهم و معنی­ سازی کلی آن توسط مردم وجود ندارد.