عدالت به‌مثابه روش؛ سیر رویکردهای روش‌شناختی در اقتصاد اسلامی

نویسندگان

1 پژوهشگر مؤسسه پژوهشی مبانی و مدل‌های اقتصادی

2 دانشجوی دکتری اقتصاد اسلامی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی

3 پژوهشگر مؤسسه پژوهشی مبانی و مدل‌های اقتصادی

doi
10.30497/ies.2015.1759
چکیده

یکی از حوزه‌های بسیار اساسی و مبنایی در هر علمی، حوزۀ روش‌شناسی آن است به‌گونه‌ای‌که می‌توان ادعا کرد قوام هر علم به روش‌شناسی آن است. البته روش‌شناسی را نمی‌توان کاملاً و دقیقاً از معرفت‌شناسی علم جدا کرد و این دو تکمیل‌کنندۀ یکدیگر هستند. متأسفانه آنچه در اقتصاد اسلامی آن‌طور که باید و شاید،‌ مطمح نظر دانشمندان قرار نگرفته است، همین حوزۀ روش‌شناسی است. عمدۀ رویکردهای رایج در اقتصاد اسلامی، همان روش‌شناسی اقتصاد متعارف است و اقتصاددانان اسلامی کمتر در این زمینه نوآوری داشته‌اند. در این مقاله سعی می‌شود پس از تبیین حوزۀ روش‌شناسی، دربارۀ رابطۀ آن با معرفت‌شناسی، رابطۀ عینیت و ذهنیت و نیز جایگاه تجربه، عقل و ارزش از نگاه اقتصاددانان غربی و اسلامی بحث شود. سپس روش کشف نظریه‌های اقتصاد اسلامی را با تأکید بر نظریات شهید مطهری و شهید صدر بررسی می‌کنیم. نهایتاً با معرفی عدالت به‌مثابۀ مبنای معرفت‌شناسی و روش‌شناسی در علوم انسانی‌اسلامی و خصوصاً اقتصاد اسلامی، تلاش می‌کنیم چارچوب نوآورانه‌ای در حوزۀ روش‌شناسی مبتنی‌بر تلقی اسلامی از عدالت تحت عنوان «توازن حق‌مدار» ارائه کنیم.