کاهش تراز آب دریاچه ارومیه و ناپایداری روستاهای پیرامون (مورد مطالعه: شهرستان های آذرشهر و میاندوآب)
نویسندگان
1 دکتری جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 دکتری جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
3 استادیار جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور، میاندوآب، ایران
doi
10.22077/vssd.2020.3835.1010چکیده
امروزه گسترش بحرانهای محیطی مانند کم آبی و خشکسالی جوامع روستایی را در معرض خطر قرار داده و هزینههای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی زیادی را به همراه داشته است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی پیامدهای خشک شدن دریاچه ارومیه بر ناپایداری روستاهای پیرامون آن بوده است. نوع تحقیق کاربردی، ماهیت روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی (پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده) است و تجزیه و تحلیل داده ها با روشهای کمی صورت پذیرفته است. قلمرو مکانی این تحقیق روستاهای واقع در شعاع 20 کیلومتری دریاچه اورمیه که در شهرستان های میاندوآب و آذرشهر استقرار دارند، بوده است. نتایج نشان داد سکونتگاه های شرقی تأثیرات بیشتری از خشک شدن دریاچه ارومیه نسبت به سکونتگاههای جنوبی متحمل شده است. بیشترین اثرات منفی در هر دو شهرستان در بعد محیطی (همچون شور شدن اراضی، کاهش تنوع محصولات زراعی و باغی، تخریب باغات و مراتع) و سپس بعد اجتماعی (نظیر کاهش مشارکت و همیاری روستاییان، کاهش انسجام اجتماعی، کاهش امنیت در داخل روستاها و افزایش بزهکاری) بوده است. کمترین اثرات کاهش تراز آب دریاچه ارومیه در بعد اقتصادی (شامل کاهش فرصتهای شغلی غیرکشاورزی، کاهش درآمدهای متنوع و پایدار، کاهش زمینههای اشتغال و افزایش قیمت مسکن) مشاهده شده است.