نقش چاپ سنگی در تنوع سبک مصورسازی شاهنامه در دوره قاجار با تمرکز بر نگاره پادشاهی جمشید

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه پژوهش هنر، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران.

2 دانشیار، گروه کتابت و نگارگری، دانشکده صنایع دستی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22075/aaj.2025.35321.1294
چکیده

دوره قاجار، دورانی میان سنت‌های پیشین و نوآوری‌های آینده است و به همین دلیل، برآیندی از هنر سنت­گرای ایران، خودآگاهی تاریخی مردم و آشنایی روز افزون با مظاهر فرهنگ و هنر غرب، در هنر این دوره به چشم می­ خورد. از آن ­جا که بخشی از فرهنگ ایران ­زمین از طریق هنر نگارگری، حفظ و بقاء یافت و تصاویر چاپ‌سنگی نیز دنباله­ رو نگارگری پیشین بود، می­ توان با تأمل در نگاره ­های چاپ­ سنگی، به تجزیه و تحلیل عوامل فرهنگی مؤثر بر آن پرداخت. لذا پژوهش حاضر می­ کوشد تا به این پرسش پاسخ دهد که: سبک‌های مختلف تأثیرگذار بر نقوش شاهنامه ­های چاپ‌سنگی دوره قاجار چه بوده ­است؟ اطلاعات این پژوهش، به صورت اسنادی تدوین گردیده و جهت دستیابی به نتایج از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده ­است. بدین ­منظور، از پانزده نگاره مشترک در پنج شاهنامه که در سال‌های 1265 هـ.ق، 1275 هـ.ق، 1307 هـ.ق، 1316 هـ.ق و 1319 هـ.ق، تصویر­گری و چاپ‌سنگی  شده ­­اند؛ نگاره پادشاهی جمشید، به­ عنوان اولین نگاره مشترک در شاهنامه ­ها مورد مطالعه قرار گرفته­ است. نتایج نشان می‌دهد که تصاویر شاهنامه‌های چاپ ­سنگی، توانست نوعی تعامل چندسویه میان نقوش باستانی، هنر دوران اسلامی و جلوه ­های نقاشی اروپایی را با حفظ هویت و فرهنگ خویش ایجاد نماید. نتایج همچنین بیانگر آن ­است که با وجود تأثیرپذیری تمامی نمونه ­ها از فرهنگ باستان ­گرایی، شاهنامه 1307 هـ.ق و 1319 هـ.ق، در این زمینه بیشترین تأثیرپذیری را داشته­ است. مهم ­ترین عامل تأثیرگذار در تصویرگری شاهنامه ­های 1265 هـ.ق و 1275 هـ.ق، فرهنگ نگارگری ایرانی- اسلامی و کم ­اثرترین عامل، اسلوب نقاشی اروپایی است. شیوه‌های نقاشی اروپایی به تدریج در نسخه‌های بعدی، به مؤثرترین مؤلفه فرهنگی تبدیل می‌شوند.