نقش گفتمان مقاومت در نظمسازی منطقهای؛ ظرفیتها و چالشها
نویسندگان
1 پژوهشگر دانشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران
2 دانش آموخته دکتری علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.27834/CSIW.2311.1315.4.31.6چکیده
پیروزی انقلاب اسلامی موجبات شکلگیری گفتمان مقاومت بهمثابه بدیلی در مقابل با گفتمان هژمونیک سلطه شد و توانست خود را از گفتمانی به حاشیه رانده شده به متن تحولات بکشاند. یکی از مهمترین مصادیق این بازیگری را میتوان در بحث نظم منطقهای تبیین کرد. مقاله حاضر با استفاده از نظریه گفتمان لاکلا و موفه و بهرهگیری از روش تبیینی- تحلیلی نقش گفتمان مقاومت در نظمسازی منطقهای را مورد واکاوی قرار داده است. فرضیه مطروحه بدین صورت است که گفتمان مقاومت پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با نظامسازی گفتمانی- اسلامی، توانسته از یک گفتمانی به حاشیه رانده شده از سوی گفتمان سلطه به مثابه یک گفتمان فعال در متن سیاستهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شود و با نفی هژمونی گفتمان سلطه و عدم سازش در مقابل با سیاستهای آن، مفصلبندی جدیدی را ایجاد نماید که در نهایت این مفصلبندی، الگوی جدیدی از نظمسازی با کارامدی بالا در سطح منطقه پدید آورده است. با این حال، گفتمان مقاومت ضمن برخورداری از ظرفیتهای ساختاری، نظامی، مفهومی و ایدئولوژیکی، همچنان از چالشهای متعدد در سطوح گوناگون داخلی (نظیر چالشهای اقتصادی)، منطقهای (نظیر گفتمانهای رقیب) و فرامنطقهای (نظیر مداخله قدرتهای غربی) برخودار است که میتواند اهداف آن را به شدت تهدید نماید. نوآوری مقاله حاضر در تبیین نظم سازی منطقهای گفتمان مقاومت ضمن توجه به ظرفیتها و چالشهای آن به صورت توامان است.