سلوک عرفانی «منطقالطیر» در قلم «بهزاد»
نویسندگان
1 مربی، گروه نقاشی، دانشگاه هنر شیراز، شیراز، ایران.
2 مربی، گروه نقاشی، مؤسسه آموزش عالی هنر شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.22075/aaj.2025.33055.1207چکیده
عطار پرچم دار حوزه ادبیات عرفانی است و کمالالدین بهزاد از برجستهترین نقاشان ایران؛ که هر دو دستاوردی خلاقانه برای فرهنگ ایران داشتند و آن را با زبانی رمزآمیز و نمادپردازانه ارائه کردند. نگاره مورد پژوهش به قلم کمالالدین بهزاد از منطقالطیر عطار است. مسئله این است که رمزگرایی و نمادپردازی دو حوزه ادبیات و نقاشی، چگونه اثری پدید آوردهاست و تا چه حد پیچیدگی فرهنگ ایران را از لحاظ اندیشه و هنر بازتاب داده شده است؟ فرض بر این است که بهزاد افزون بر نمادپردازی منطقالطیر، خلاقیت خود را در معناپردازی به کارگرفته تا مفهومی تازه ایجاد کند. هدف از این پژوهش دستیابی به رموز نگارگری به وسیله تطبیق با متن است. با تکیه بر روش توصیفی ـ تحلیلی و گردآوری اسنادی دادهها، پیگیری این پرسش پیش رو است که بهزاد در انتقال مفاهیم حکمی ـ عرفانی عطار با ابزار نقاشی چگونه عمل کردهاست؟ نتایج این تحقیق نشان می دهد که در بخشی از نگاره «مرد ریش بلند» به طور مستقیم به تصویرگری متن منطقالطیر پرداخته شده است اما بخش اصلی، عملکرد آزادانه بهزاد است؛ نمادهای به کاررفته در نگاره در داستان مورد نظر وجود ندارد اما در دیگر بخشهای کتاب منطقالطیر قابل ردیابی است. بهزاد در تصویرگری این شعر با تکیه بر جهانبینی عطار، جهانبینی و تحلیل خود را نیز در اثر وارد کردهاست و نتیجهگیری را تکمیل کردهاست. دشواری کار بهزاد در آن جاست که دنیای تصویری ادبیات و نقاشی تفاوت فراوان دارد و تبدیل مضامین عرفانی به تصویر بسیار پیچیده است. داستان «مرد ریش بلند» در منطقالطیر بیانگر وابستگی و تزویر انسان زاهد است و در نقاشی بهزاد با عناصر بصری، داستان تکمیل شده و مراحل تزکیهی نفس بهگونهای به تصویر درآمدهاند که سیر تزکیه در انسان و طبیعت بهصورت همزمان و هماهنگ نمایش یافته است. بهزاد نمادپردازی فراواقعی عطار را با شیوهای کاملاً واقعگرا و در بستر زندگی روزمره به تصویر کشیده است.