تجزیه ناپذیری دعاوی در آیین دادرسی مدنی ایران و فرانسه
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
2 استادیار،گروه حقوق خصوصی و اقتصادی دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22106/jlj.2023.559636.4943چکیده
تجزیهناپذیری دعاوی از تجزیهناپذیری دعوا و تجزیهناپذیری رأی متفاوت میباشد. در قانون آیین دادرسی مدنی ایران هر چند اصطلاح تجزیهناپذیری دعوا (مواد 104 و 298) و تجزیهناپذیری و تفکیک ناپذیری رأی (مواد 308، 359، 404 و 425) آمده است تجزیهناپذیری دعوا بر تجزیهناپذیر یک خواسته دلالت دارد و تجزیهناپذیری رأی هنگامی مطرح است که دو یا چند شخص طرف دعوای نخستین بودهاند و در هنگام شکایت از رأی تنها یک نفر اقدام کرده است و دیگران اقدامی انجام ندادهاند، اما اصطلاح تجزیهناپذیری دعاوی که بر قابل تجزیه نبودن دو یا چند دعوا دلالت دارد، نیامده است. تجزیهناپذیری دعاوی پا را از «وابستگی آیینی» فراتر میگذارد و ضروتاً «یگانگی آیینی» میان دو یا چند دعوا ایجاد میکند؛ از همین رو دعاوی یا خواستههای تجزیهناپذیر به عنوان «یک کل» جدانشدنی مورد رسیدگی قرار میگیرند. به نظر میرسد که تعریف ذکر شده در خصوص ارتباط کامل در ماده 141 قانون آیین دادرسی مدنی ایران نه تنها تعریف ارتباط نمیباشد بلکه این تعریف حد اعلای تجزیهناپذیری دعاوی است. با این همه برای تجزیهناپذیری دعاوی، ارتباط کامل تنها معیار نمیباشد و معیارهای دیگری نیز وجود دارد. تجزیهناپذیری در دادرسی نیز آثار یگانگی آیینی خود را بار میکند. برای نمونه هنگامی که تجزیهناپذیری دعاوی محقق شد، گسترش صلاحیت رخ میهد و نیز رخدادهای دادرسی در یکی موجب اثر بر دیگری میشود و شکایت از یک رأی موجب شکایت نسبت به رأی دیگر میشود.