نمود "بدنگروتسک" در نقاشیهای محمد سیاه قلم بر مبنای اندیشه میخائیلباختین
نویسندگان
1 کارشناس ارشد نقاشی، دانشگاه هنر تهران
2 استادیار گروه فلسفه، دانشگاه علامهطباطبایی، تهران
doi
10.22059/jfava.2016.59652چکیده
اکثر پژوهشهای انجامگرفته با موضوع سیاهقلم، باتوجه به هویت و زمینه فرهنگی آثار محمد سیاهقلم شکل گرفتهاند. نقاش مشهور اما ناشناس نیمهدوم سده نهمهجری که بیشترین حجم آثار او در مرقعهای کتابخانه توپقاپوی استانبول نگهداری میشود. این نوشتار، فارغ از دغدغه هویت و بافت فرهنگی آثار سیاهقلم، از اشکال و فرمهایکارناوالی میخائیلباختین یاریجسته و منحصراً با نگاهی عمیق و تازه به جهانگروتسکی سیاهقلم پرداخته است. باختین، فیلسوف و نظریهپرداز بزرگ سدهبیستم است و مفاهیم و ایدههایی همچون گفتگو، دیگری، کارناوال و.. را در نظریات خود اعمالکرده است. ایدههای او تقریباً دودهه است که بهعرصه هنرهای تجسمی راهیافته و ساختار مناسبی را در حوزه نقد این آثار برای هنرپژوهان بناکرده است. باتوجه به اینکه نگاه ویژه باختین درخصوص کارناوال و "بدنگروتسک" میتواند رویکرد مناسبی برای تحلیل دنیایگروتسکی سیاهقلم باشد، این پژوهش، عناصری از پیکرههای سیاهقلم را که بر روی عملکردهای بدنگروتسکی باختین تمرکز دارند با روش تحلیلی ــ تطبیقی تصویرکرده است. بدن موردنظر باختین، بدنی است که منحصر بهفرد و منفک از باقی جهان نیست، بدنیاست بیشکل و رها شده که پیدرپی با مرگ و زندگی همراه است. پیکرههای سیاهقلم این قابلیت را دارند که بهواسطه این ویژگیها، با این بدن در هم آمیخته و رها شده تعبیر و تفسیر شوند.