عکس: چالش دلالت عینی و مفهوم ضمنی

نویسندگان
doi
10.22059/jfava.2016.59657
چکیده

بر اساس یافته های موجود می توان مفاهیم و دلالت های عینی و ضمنی را در باره ی عموم عکس ها به کار گرفت. این جُستار در تلاش است چگونگی ساخت و کارکردهای متفاوت این دلالت را در برخی از نمونه‌ عکس‌های معروف و تعداد کمی عکس معمولی تحلیل کند. در این پژوهش، نگارنده با تعیین متغیرهای مؤثر، طرح دیدگاه‌های مهم در این زمینه، تحلیل فرمی عکس‌های نمونه و تجمیع آن‌ها در فرایند استقرایی نشان می دهد که آن‌چه را در عکاسی دلالت ضمنی می‌نامیم می‌تواند ارجح‌تر، مهم‌تر، برانگیزاننده‌تر و اثرگذارتر از آن‌چیزی باشد که دلالت عینی(صریح) پنداشته می‌شود. فرضیه‌ی اصلی این مقاله این است که دلالت ضمنی حاصل کارکرد متغیرهایی چون نیت عکاس، تجمیع عناصر تصویری در عکس، باور فرهنگی و اعتقاد بیننده، جهت‌دهی فرهنگی- سیاسی توسط رسانه‌های قدرت‌مند و توضیح صریح و روشن‌گر همراه عکس می‌باشد. او در آخر به این نتیجه می‌رسد که در سال های اخیر با توجه به متغیرهای گوناگون تولید و بسترهای متنوع مصرف(ارائه) عکس، تفکیک و تمایز دلالت صریح و ضمنی بر اساس تعاریف دیروز- لااقل- در حوزه عکاسی، سودمند نیست؛ و با توجه به متغیرهای فعال در بسترهای تولید و مصرف عکس، می‌توان استفاده از عناوین: ‘دلالت اصلی’ و ‘دلالت فرعی’ و یا ‘دلالت قوی’ و ‘دلالت ضعیف’ را پیشنهاد می کند.