پیشنهاد مدل نظری جهت صیانت از وقف و امور خیریه در بخش سوم اقتصاد با وجود اطلاعات نامتقارن
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای علوم اقتصادی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان
2 استادیار گروه اقتصاد، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان
3 دانشیار گروه اقتصاد، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان
doi
10.30497/ies.2014.1602چکیده
این پژوهش بر آن است تا علاوه بر تبیین اهمیت و ضرورت مطالعه بخش سوم اقتصاد (وقف و امور خیریه) و گستردگی آن در جهان امروز، با شناسایی چالشهای پیش روی این بخش، با تبیین مدلی نظری، راهکارهای صیانت از بخش سوم را مورد مطالعه قرار دهد. بر این اساس با شناسایی چالشهای پیش روی بخش سوم اقتصاد، به تحلیل و ارزیابی چالش اطلاعات نامتقارن، به عنوان مهمترین چالش در نظریههای اقتصادی بخش سوم، از منظر دانش اقتصاد انگیزهها میپردازد. این پژوهش با استفاده از روش کتابخانهای و مصاحبه با نخبگان و کارشناسان، گستره و تنوع چالشهای انگیزهای ناشی از عدم تقارن اطلاعات را در بخش سوم استخراج نموده و با استفاده از رسوب دانش، در دانش اقتصاد قراردادها و همچنین فقه شیعه، تلاش میکند با بهرهگیری از دانش اقتصاد قراردادها مدلی نظری جهت غلبه بر این چالش در بخش وقف و امور خیریه ارائه مینماید. در این مسیر سه دسته کلی و 10 نوع عمده از عدم تقارن اطلاعات در بخش سوم اقتصاد را تفسیر نموده و بسته به ویژگیهای مشترک هر دسته راهکاری عملی ارائه میکند که گزینش، علامتدهی، نظارت و ارزیابی عملکرد، ارائه تضمین و تنظیم قرارداد به عنوان مهمترین راهکارهای اطلاعات نامتقارن در بخش سوم معرفی میشود.