تحلیلی بر گفتمان اعتراضی گرافیتی شهر نیویورک در دهه 1970 و 1980 میلادی (نظریه ارنستو لاکلا و شانتال موفه)

نویسندگان

1 استادیار، گروه گرافیک، دانشکده هنر، معماری و شهرسازی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

2 استادیار، گروه نقاشی، دانشکده معماری و هنر، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

doi
10.22075/aaj.2024.32928.1197
چکیده

گرافیتی در دهه 1970 و 1980 .م در شهر نیویورک به طور رسمی و همه ­گیر به ­عنوان نوعی گفتمان مطرح  شد؛ چنان ­که نیروی حکومتی مجبور به واکنش در برابر آن گردید. اعتراض جوهره گرافیتی است و از این رو گفتمانی اعتراضی را شکل داد. به کمک نظریه گفتمان انتقادی لاکلا و موفه با تکیه بر شاخصه ­هایی چون مفصل ­بندی، دال مرکزی، دال شناور و... می­ توان گفتمان حکومتی در تخاصم با گفتمان گرافیتی را مطالعه نمود. هدف این مقاله تحلیل گفتمان گرافیتی در دهه 1970 و 1980.م نیویورک است تا اهمیت بیان اعتراضی آن را روشن­ سازد. سؤال یا فرضیه پژوهش بر این قرار است که گرافیتی ­کارهای جوان و خلاق نیویورک، هنرمندان به نام و یا حتی هنرمندان آکادمیک نبودند و دغدغه ­ی بیان هنری نداشتند؛ بیان اعتراضی و اعلان وجود عامل اصلی حرکت همه­ گیر و عاصیانه جوانان نیویورکی بود. کنش اعتراضی آن ­ها در قالب گرافیتی، موجب ایجاد گفتمان قدرتمندی در برابر حکومت گشت. روش تحقیق پژوهش پیش رو به روش تحلیلی-توصیفی، تدوین شده ­است و شیوه­ گردآوری اطلاعات اسنادی است. نتیجه‌ مقاله نشان می­ دهد که گفتمان گرافیتی دهه ­های 1980-1970 گفتمانی اعتراضی و مستقل است؛ از این لحاظ و بر طبق نظریه لاکلا و موفه، دال مرکزی گرافیتی اعتراض و اعلان هویت است و برای نمایش خود، در برابر گفتمان حکومت قرار می ­گیرد و حکومت با تکیه بر دال شناور، برقراری امنیت و حفظ اموال عمومی؛ به حاشیه ­رانی گفتمان گرافیتی می­ پردازد و آن را وندالیسم می ­نامد. همچنین حکومت از نظریه «پنجره شکسته» برای اعمال فشار و حاشیه ­رانی بهره می ­برد. گرافیتی، در زمان حاضر از پذیرش بین­ المللی برخوردار است، اما خواستگاه اعتراضی آن، به درستی معرفی نشده ­است.