حق آزادی بیان در شرایط بحران در ترازوی مبانی فقهی و قانون اساسی

نویسندگان

1 ستادیار گروه حقوق، دانشگاه آیت‌الله العظمی بروجردی(ره)، بروجرد، ایران

2 استادیار گروه حقوق، دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی(ره)، بروجرد، ایران

doi
10.27834/CSIW.2311.1318.3.30.3
چکیده

یکی از موضوعات مهمی که در حدود دو دهه اخیر توجه محافل علمی، سیاسی و قضایی را به خود جلب کرده است، حضور فعال و نقش ­آفرینی اشخاص مشهور و چهره­‌های با نفوذ هنری، ورزشی، سیاسی و علمی در شبکه­‌های اجتماعی و رسانه­‌ها و تأثیرگذاری بر افکار عمومی و هدایت اعتراضات اجتماعی است. با توجه به اینکه اظهارنظر­های آزادانه اشخاص مؤثر و مشهور هم می‌­تواند بحران‌های اجتماعی را مهار کند و هم نقش بی‌­بدیلی در ایجاد بحران­‌های اجتماعی و یا تشدید وضعیت بحرانی جامعه و هدایت آن به سمت اغتشاش و آشوب و بی‌­نظمی دارد، از نقطه نظر سیاست کیفری، ارزیابی رویکردهای علمی و حقوقی درباره نقش ­آفرینی اشخاص با تکیه بر حق آزادی بیان و با استفاده از شهرت و نفوذ در میان مردم مسأله مهمی است که نتایج حاصل از آن حسب مورد می­تواند در تصمیم­سازی و به خصوص سیاست‌­گذاری‌­های کیفری درباره عوامل یادشده راهگشا باشد. این مقاله با اتخاذ روش توصیفی- تحلیلی به بررسی این مسأله پرداخته و یافته­‌های آن بدین شرح است که اگرچه اصل بر آزادی بیان است و در حقانیت آن تردیدی نیست، اما این حق، حقی مقید و مشروط است و اعمال آن در شرایطی که با اخلال به مبانی اسلام و نظم عمومی موجب تشدید بحران­‌های اجتماعی شود، نه بر اساس مبانی فقهی حکومت اسلامی نظیر امر به معروف و نهی از منکر و نه با تکیه بر اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ناظر به حقوق ملت، قابل توجیه نیست.