قراردادهای نفتی از منظر تولید صیانتی و ازدیاد برداشت: رویکرد اقتصاد مقاومتی
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی(ره)
doi
10.30497/ies.2014.1558چکیده
بندهای 14 و 15 سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی، بر دو اصل «افزایش ذخایر راهبردی نفت و گاز کشور ... و توسعه ظرفیتهای تولید ...» و «برداشت صیانتی از منابع» تأکید دارد. از اینرو، قراردادهای نفتی به شرطی بهینه است که مبتنی بر این دو اصل باشد. علاوه بر این، در مقدمه سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی بر ضرورت «اقتصاد متکی به دانش و فناوری، عدالتبنیان، درونزا و برونگرا، پویا و پیشرو» تأکید شده است. بهکارگیری این ضرورتهای چهارگانه در طراحی قراردادهای بهینه نفتی چهار اصل دیگر را به ترتیب ذیل مشخص میکند: توانفزایی فنی- مدیریتی شرکت ملی نفت، رعایت منافع بیننسلی در بهرهبرداری از منابع نفتی، تبدیل شرکت ملی نفت به شرکت ملی- بینالمللی و رسیدن به جایگاه رقابتی در بازار جهانی نفت. در این مقاله، از بین شروط ششگانه فوق در قراردادهای بهینه نفتی، فقط تولید صیانتی و ازدیاد برداشت را بررسی کردهایم هرچند که به توانفزایی فنی- مدیریتی شرکت ملی نفت نیز اجمالاً اشاره شده است. نشان دادهایم که تعارضهای ساختاری بین اهداف شرکتهای نفتی بینالمللی و شرکت ملی نفت ایران، که اولی مبتنی بر حداکثرسازی سود در چارچوب اصول بنگاهداری و دومی مبتنی بر حداکثرسازی ارزش اقتصادی مخازن در چارچوب تأمین منافع ملی در بلندمدت است، موجب میشود که هیچگاه نتوان قرارداد بهینهای با شرکتهای بزرگ نفتی منعقد کرد که متضمن الزامات اقتصاد مقاومتی باشد. نتیجه گرفتهایم که فقط قراردادهای حمایتی و همکاریهای فنی و مدیریتی با شرکتهای خدمات نفتی میتواند با اصول اقتصاد مقاومتی هماهنگ باشد.