تحلیل مقایسهای شاخص فقر چندبعدی در اسلام و اقتصاد متعارف
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد، دانشگاه امام صادق(ع)
2 دانشیار دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع)
doi
10.30497/ies.2014.1559چکیده
از آنجا که بشر با نیازهای متنوعی روبروست، عدم تأمین آنها هم باعث پدیده فقر چندبعدی میشود لذا نیاز به رویکرد چندبعدی جهت اندازهگیری فقر، اخیرا مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفته و به تعیین شاخصهایی برای فقرچندبعدی پرداختهاند و سه رویکرد درآمدی (رفاهی)، قابلیتی و مشارکت اجتماعی را برای آن برشمردهاند. بررسی مفهوم فقر در فقه و معارف اسلامی نیز روشن میسازد که اسلام دیدی جامعتر نسبت به فقرچندبعدی داشته و بعضی از اقسام و ابعاد فقری که در اسلام مورد اشاره قرار گرفته در اقتصاد متعارف هرگز یافت نمیشود که این نیز به دلیل تفاوت در اصول و مبانی آن دو است. همچنین مقاله حاضر به مقایسه رویکردهای فقر چندبعدی در اسلام و اقتصاد متعارف پرداخته است و این نتیجه حاصل گردیده که در اسلام رویکرد درآمدی و تعیین یک خط فقر مدنظر قرار نمیگیرد، ولی معیارهای فقیر شرعی بیشتر به جنبه فقر نسبی توجه دارد تا فقر مطلق، و اسلام با تأکید بر رفع فقر نسبی به دنبال رفع نابرابری و نزدیککردن طبقات مختلف اجتماعی به یکدیگر است. مواردی نظیر تأمین ابزار تولید برای فقرا بهجای کمک مستقیم مالی از سوی معصومین(ع) و همچنین بحث عدم اجبار افراد به کار غیر مورد علاقه و غیر تخصص، به رویکرد قابلیتی و ورود مفهوم «شأن و منزلت» در فقه به رویکرد مشارکت اجتماعی (در حالت منزلت شغلی) در اقتصاد متعارف شبیه بوده و معیارهای خط فقر اسلامی را با فقر نسبی در اقتصاد متعارف متفاوت میکند و در واقع رعایت شأن و لیاقت، معیاری جزئیتر است تا سطح زندگی اقتصادی افراد در هر طبقه نیز با یکدیگر فاصله زیادی نداشته باشد.