تحلیل خط نستعلیق بر مبنای نشانه شناسی لایه ای (مورد مطالعاتی چلیپای میرعماد الحسنی)

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

2 استادیار، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

doi
10.22075/aaj.2023.31708.1191
چکیده

خط نستعلیق از ابداعات ایرانیان است و در تمام اجزاء و ترکیبات مؤلفه­ هایی دارد که به بیانِ وجوهِ زیبایی ظاهر و باطن در کنار یکدیگر می ­پردازد. درخشان­ ترین فصل در خط به دست میرعماد الحسنی رقم خورد. سرآمدِ خوشنویسانِ تمام اعصار، در دوره صفویه به هنرنمایی پرداخت و بیشتر در قالب چلیپا مشق نمود. میرعماد استادانه نستعلیق را با توجه به اصول و قواعد، کتابت کرد و به صفا و شأن در این هنر رسید. استاد با توجه به حسن تشکیل، کلمات را به زیباترین شکل، تحریر و با استفاده از حسن وضع و حسن همجواری عناصر را کنار هم چیده است. یکی از روش­ های مورد استفاده برای تحلیل خوشنویسی، نشانه ­شناسی لایه ­ای است که در دو سطح کلامی و غیرکلامی و سه بخش دلالتیِ زبانی، غیرزبانی و پیرازبانی بررسی می­ گردد. هدفِ این مقاله بررسی یک قطعه خوشنویسی در قالب چلیپا به روش نشانه ­شناسی لایه­ ای است که حاصل رمزگان­ هایی در متن و لایه­ های متنی خط است و پاسخ به این سؤال که آیا یک قطعه خوشنویسی با نشانه­ های کلامی و غیرکلامی سازگار است و می ­تواند در ابلاغ مفهوم به مخاطب مانند متن نوشتاری عمل نماید؟ برای این مقصود چلیپایی از میرعماد با تکیه بر منابع مکتوب و از طریق پژوهش اسنادی و به صورت توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه حاصل از این پژوهش نشان می­ دهد سطحی که خوشنویسی را از سایر نوشتارها متمایز می­ کند، سطح غیرکلامی است که شامل دلالت غیرزبانی و پیرازبانی است و خوشنویسی می­ تواند همانند یک متن با لایه ­های مختلف، معنا را به مخاطب منتقل کند.