بحران در کاربست مذهب به مثابه «صنعت فرهنگ» از سوی داعش
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی (ره)
2 کارشناس ارشد علوم سیاسی دانشگاه آیتاللهالعظمی بروجردی
doi
10.27834/CSIW.2310.1305.2.29.4چکیده
داعش از آغاز شکلگیری و به ویژه از سال 2014 که رهبر آن، ابوبکر البغدادی در موصل اعلام خلافت کرد، رویکردی در پیش گرفت که متفاوت از اسلاف سلف گرای خود بود. آنها در راه جذب نیرو و با تکیه بر ابزارها و فناوریهای مدرن سعی کردند نمایهای رهاییبخش به اقدامات و ایدئولوژی خود ببخشند. در این راه، بخشی از هدفگذاری آنها شامل جوانان کشورهای مختلف دنیا بهویژه کشورهای غربی بود. این پژوهش با روشی توصیفی و تحلیلی به بررسی روندی پرداخته است که داعش در پیش گرفت تا هرروز برشمار افراد خود بیفزاید. در این راه تکیه و سامان این نوشتار بر استفاده از چارچوب نظری نظریه انتقادی و مکتب فرانکفورت برای مفهومسازی واژه صنعت مذهب است و با به کارگیری مفاهیمی چون رهایی و رستگاری و مقوله صنعت فرهنگ که در راهبرد داعش به صنعت مذهب تعبیر شده است. پرسش پژوهش حاضر این است که کاربست مذهب به مثابه «صنعت فرهنگ» از سوی داعش با چه بحرانی روبروست؟ یافتههای پژوهش حکایت از آن دارد که داعش با به خدمت گرفتن مذهب، تکنولوژی و رسانه، به دنبال ایجاد آگاهی کاذب در میان جوانان بوده تا خود را پایگاهی رهاییبخش جلوه دهد این در حالی است که ظرفیت برای رهاییبخشی در دل مذهبی که داعش مبلغ آن است؛ وجود ندارد و این بحران عمده ای است که داعش با آن روبروست.