ارزش شناختی در عکاسی
نویسندگان
1 استادیار دانشکدهی هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران
2 دانشجوی دکترای پژوهش هنر، دانشکدهی هنر و معماری،دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22059/jfava.2016.59644چکیده
آنچه مقالهی حاضر میکوشد بدان پاسخ دهد، این پرسش است که آیا عکاسی میتواند بهعنوان منبعی برای شناخت محسوب گردد یا خیر؟ اندیشمندان حوزهی عکاسی با استناد بر جنبهی عینی شکلگیری تصویر عکاسی که دیگر اشکال بازنمایی تصویری از آن بیبهرهاند، کوشیدهاند بر رابطهی میان عکاسی، دانش و شناخت صحه بگذارند. در مقابل، عدهای عکاسی را نیز بهمانند دیگر اشکال تصویرسازی، چندان هم فرایندی عینی ندانسته و بر این باورند که ذهنیت عکاس به شیوهها و طرق مختلف (انتخاب نوع لنز، زاویه دید و…) بر روند شکلگیری تصویر عکاسی تاثیر گذارده و در آن دخیل است. علاوه بر این، رواج تصویرهای دستکاریشده در نتیجهی پیشرفت چشمگیر فناوری دیجیتال و تکنیکهای ویرایش عکس، تا حدودی جنبهی واقعگرایانه و اسنادی عکاسی را زیر سوال برده است. با این حال عکسها همچنان از قدرتی مجابکننده برخوردار بوده و با دیدن آنها میتوان باورهایی را در خصوص جهان پیرامون شکل داد، هرچند این باورها برای بدلشدن به شناخت، نیازمند آن هستند که توسط منطق و دیگر باورهای پیشینی ما تائید شوند. علاوه بر این، این مقاله میکوشد تا تمایز میان عکاسی و دیگر اشکال بازنمایی تصویری از جمله واقعگراترین تصویرهای نقاشی (نقاشیهای هایپررئالیستی) که در ثبت جزئیات صحنه شانهبهشانه عکاسی میزنند را نیز توضیح دهد.