تأثیر منازعات هویتی در جهان اسلام برانحراف بیداری اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری آینده پژوهی مطالعات سیاسی انقلاب اسلامی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
2 استادیار دانشگاه پدافند هوایی خاتم النبیاء، ایران، تهران
3 دانشجوی دکتری جامعه شناسی مطالعات سیاسی انقلاب اسلامی،دانشگاه شاهد، تهران، ایران
doi
10.2783.4999/CSIW.2306.1260.1.28.4چکیده
درچند سده اخیر در جهان اسلام مبارزات بیداری اسلامی در برهههای مختلف زمانی توسط اصلاحگرایان و ملتهای مسلمان منجر به وقوع جنبشها و حرکتهای عظیمی شده است. وقوع بیداری اسلامی از اواخر سال 2010 که نقطه آغاز آن کشور تونس و سرنگونی نظام دیکتاتوری آن زینالعابدین بن علی بود سبب شد که بسیاری از نظامهای سیاسی دیکتاتوری عرب در جهان اسلام به صورت دومینووار دستخوش دگرگونی و فروپاشی شوند. در بعضی از کشورها این قیامها با سرکوب خشونتبار نظامهای سیاسی همراه گردید و در بعضی دیگر از کشورها با وجود مهیابودن شرایط برای به نتیجه رسیدن مطلوب این قیامها این جنبشها به هدف غایی خود که همانا تغییر به نفع ملتها و حاکم شدن نظامهای مردمسالار بود منجر نگردید. یکی از دلایل ناکامی بیداری اسلامی، منازعات و واگراییهای هویتی است که ریشه آن به مسائل تاریخی و جامعه شناسانه در جهان اسلام برمیگردد. پژوهش پیشرو با رویکرد توصیفی-تحلیلی در نظر دارد به این پرسشها پاسخ دهد که ریشه منازعات و واگراییهای هویتی در جهان اسلام از منظر جامعهشناسی تاریخی چیست و چگونه این منازعات بر انحراف بیداری اسلامی در یک دهه اخیر در جهان اسلام تأثیرگذار بوده است. فرضیه پژوهش این است که قرائتهای متحجرانه از دین و رشد افراط گرایی دینی، قومیت و فرقهگرایی عربی، نفوذ اندیشههای بیگانه در جهان اسلام و رشد تفکرات التقاطی، ضعف عقلانیت در ایجاد یک هویت مشترک دینی و وجود تعارض در میان وفاداریهای ملی و دینی از مهمترین ریشهها و عوامل تأثیرگذار در منازعات هویتی و انحراف در بیداری اسلامی به شمار میروند.