ریشهها و اشکال مختلف گرایش به خشونت و پرخاشگری در تعاملات اجتماعی و سیاسی جامعه ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشجوی دکترای علوم سیاسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.2783.4999/CSIW.2304.1236.4.27.1چکیده
خشونت از نابهنجاریهای موجود در تعاملات اجتماعی و سیاسی جامعه، علاوه بر اینکه آرامش و نظم جامعه را به هم میریزد، پیامدهای امنیتی بسیاری برای کنشگران دارد. جامعه ایران هم نیز از این قاعده مستثنی نیست. چرا که ایجاد خشونت در تعاملات اجتماعی و سیاسی دلایل و ریشههای بسیاری دارد. یکی از مهمترین دلایل گرایش به خشونت، احساس محرومیت نسبی اعضای جامعه است. پژوهش حاضر به دنبال تحلیل علل و اشکال مختلف خشونت در تعاملات اجتماعی و سیاسی جامعه ایران (اعتراضات پاییز 1401) با استفاده از نظریه محرومیت نسبی است. در واقع نویسندگان تلاش خواهند کرد به روش تحلیلی ـ توصیفی و با استفاده از دادههای کتابخانهای و اینترنتی به این پرسش: دلیل و ریشه گرایش تعاملات اجتماعی و سیاسی در جامعه ایران به خشونت و پرخاشگری چه میباشد؟ پاسخ دهند. برای پاسخ به سؤال فرض شده است؛ افراد جامعه ایران بهخصوص جوانان احساس میکنند که با توجه به تواناییها و حقوقی که دارند (داشتهها و هستها)، انتظارات و توقعات (خواستهها و بایدها) آنها برآورده نمیشود و با محرومیتهای سیاسی و اجتماعی مواجه میشوند، فلذا برای احقاق حق خود، به خشونت و پرخاشگری تمایل پیدا میکنند.